سفر به سرزمین آتاترک

 

سلام به همه دوستان . حقیقتش قصد نوشتن سفرنامه نداشتم. چون اساسا دستم به نوشتن نمیره ولی چون عده ای از دوستان امر کردند و دیگه باید سرتون رو درد بیارم.راستش این سفر دقیقه نود جور شد و امین رفت زیر پوستم که بیا و خوش میگذره و تنها برم هزینه ام بالا میره و... . مقصد کماکان پیست پالان دوکان شهر ارزروم بود. هرچند اینبار سفر خیلی بیشتر طول کشید و بی برنامگی و عدم مدیریت صحیح لیدر باعث شد مسیر رفت حدود 24 ساعت طول بکشه. از این لیدر بدبخت بگم که تقریبا هرشب از یکی کتک می خورد.
اتاق ما باز طبقه اول بود. یعنی مسیر تردد از اتاق اسکی تا لابی که تا 3 صبح سروصدا قطع نمیشد. شانس خوبی داشتیم که روزهای آفتابی پیست اونجا بودیم. هرچند ساعاتی هم میشد که هوا ابری، مه آلود و کولاک شدیدی درمیگرفت که اگه نقاب نداشتم صورتم کباب میشد. جای همتون خالی به نیابت از همه دوستان عاقل خودم حسابی خل و چل بازی درآورده و بقول عسل یوهو کشیدیم. ما معمولا سه نفر بودیم من و امین و نیلوفر که یه خانم خیلی جوون ولی ماهر بود. بزودی پیست اتوبان شکل پایین خسته مون کرد و هیجان لازم شدیم. این بود که یه گروه هفت نفره شدیم و زدیم به کوه. با تله کابین رفتیم قله و بی توجه به فریادها و التماسهای پیستور که میگفت لااقل مادام رو نبرید! مادام میوفته! از فنس ها عبور کردیم. بعضی جاها مجبور میشدیم چوبها رو روی دوش گرفته و پیاده از سنگلاخ ها گز کنیم. قله اژدر حدود 3300 متر ارتفاع داره و شیب فوق العاده خوف انگیزی داره. رسیدیم به دره ای با شیب حدود 70 درجه و یه دنیا برف. با هزار مشقت و لذت از عرض دره به عمق سرازیر شدیم و زدیم توی تنگه و پس از عبور از چند مسیر پرشیب و بسیار زیبا رسیدیم به ایستگاه. چون چوبهای من مخصوص off-piste نبود فشار زیادی به عضلات ران پام وارد میشد.یه چیزی هم میگم بین خودمون بمونه  فرداش هم سه تایی رفتیم در دامنه های بهمن گیر. لازم نیست بگم که علامت خطر هم زده بودند. و حسابی پشت خودمون توده های برف رو سرازیر کردیم. توصیه میکنم هیچکس از این کارها نکنه چون خارج از مسیرهای متعارف بیمه شامل حال شما نمیشه.
در یکی از روزها با 5-6 فرانسوی اشنا شدم که بهمراه راهنماشون که برای خودش شاخی بود اومده بودند. کلی توی مسیر و روی سیژ باهم صحبت کردیم. اسم یکشون ظاهرا لولو بود و بچه آلزاس بود ولی لهجه پاریسی استاندارد و خوبی داشت. با تعجب مبپرسید کجای فرانسه زندگی میکنی؟ گفتم خنگول من ایرانیم. اتفاقا چندتاشون ایران هم اومده بودن و از ایران خوششون اومده بود. یکیشون خیلی خجسته پرسید تاحالا هیمالیا هم اسکی کردی؟ جداً این خارجی ها هم یه چیزیشون میشه ها! عکس دسته جمعی مون در ادامه مطلب هست.
از ملت غیور و همیشه در صحنه  بگم که خودشون رو توی الکل غرق کردن. اونقدر میخوردن که از چشماشون میزد بیرون. یعنی روزی سه وعده میخوردن. یکی از عوامل حراست هتل یه بار گفت. حاضرم صدتاروس بیاد ولی دوتا ایرانی نیاد. دوبرابر ایرانی ها مشروب میخورن ولی نصفشون هم سروصدا ندارن.
اتفاقا یه بار با دقت به چهره و رفتار خارجی هایی که توی رستوران هتل بودن نگاه کردم. جالبه، متوجه شدم در یه آرامش و قرار خاصی هستن. حتی بچه هاشون هم خیلی آروم و ساکت بودن. ولی در چهره ایرانی ها یه هیجان و شور و بیقراری خاصی موج میزد. ببین یه همچین ملتی هستیم ما!
1- متاسفانه پیست تلفات هم داشت و روزی نبود که یه نفر با پا یا دست آتل بسته نبینی. بدترینش متاسفانه برای یه خانم ایرانی اتفاق افتاد که پلیس پیست با snowmobile زد بهش. پلیسه مثل گاو اومد وسط پیست! ظاهرا کتف خانمه دررفت و دوسه تا از دنده هاش هم شکست و رفت توی ریه اش. ما بالای سرش بودیم تا بالاخره بردنش بیمارستان. متاسفانه دوستان طرف ترکی بلد نبودند و از طرف هتل هم همکاری لازم نمیشد. نه کسی به بیمارستان سر میزد نه اطلاع رسانی میکردند. تا اینکه شب آخر رئیس آژانس از تهران اومد و یه دعوای حسابی  کرد. اقا ما رو هم جو گرفته بود ریخته بودیم تو لابی و منتظر یه جرقه تا بگیریم هرچی حراست تو هتل هست یه کتک مفصل بزنیم. اونها هم که انگار فهمیده بودن جیک نمیزدن. خلاصه بساطی بود تا 3 صبح.
2- یه چندتا سوال برام پیش اومد. راستی مگه مدل یا برند ماشین برا آدم شخصیت میاره که اینهمه بعضی ها عین بچه ها باهاش پز میدن یا دلخور میشن. بعدش، اقا جان اگه دختره بهت راه نمیده و نمی خواد باهات رابطه اونجوری داشته باشه مگه مجبوری اینقدر بدوبیراه پشت سرش بگی. مگه مجبوری اونقدر دروغ ببافی که آخ نزدیک بود باهاش .... . آخه بیچاره خبر نداری طرف همه اون حرفا و کارهات رو میاورد میذاشت کف دست عمو جواد!  برای جلب توجه یه حادثه رو اونقدر چاخان میکنن که باورم میشد که اونجا نبودم. واقعا بعضی ها هیچوقت بزرگ نمیشن.
3- از ارزش پولمون هم گمونم حرفی نزنم بهتر باشه. فقط اینقدر بگم که (با عرض معذرت) یه جیش خالی تو دستشویی های پولی میشد 2200 تومن! یه مک دونالدز 25000 تومن! بسه، ها؟
4- راستی جاتون خالی پاتیناز هم رفتیم. خیلی عالی بود. یه ورزش فوق العاده مفرح و پرانرژی. نمیدونم ایران هم هست یا نه. ولی واقعا جاش خالیه. تا یاد بگیرم چندباری اساسی خوردم زمین. عکسش رو بعدا میذارم. جالب بود که خیلی از خانمهای محجبه هم توی پیست پاتیناژ بودن. با خودم گفتم حیفه اینجور افراد توی ایران خودشون رو الکی از خیلی از تفریحات سالم محروم میکنن و تصور میکنن اینطور ورزشها و تفریحات متعلق به طبقه خاصی هستش یا مثلا قبیحه!
5- از یه چیز دخترای خارجی خیلی خوشم میاد. اونم اینه که وقتی نگاهشون میکنی یا باهات رخ به رخ میشن لبخند میزنن. یا مثلا اگه از یکیشون خوشت بیاد و لبخند بزنی بعیده بهت لبخند نزنه حتی اگه خیلی هم خوشتیپ یا جذاب نباشی.
6- این بند آخر رو نمی خواستم بنویسم ولی خوب چیزی بود که برام پیش اومد. به محض ورود به ایران، حقایق تلخ و گزنده وطنی به شکل بیرحمانه ای خورد توی صورتم و حسابی حالم رو گرفت. جنازه پسر همسایمون رو توی انباری ساختمان پیدا کردن. ظاهرا علت مرگ سکته یا سنکوب در اثر مصرف مواد بوده. حتم دارم شیشه هم بوده. یه پسر خیلی جوون. خوشتیپ و هیکلی که حتی سیگار هم خیلی نمیکشید. پدرش هم چندماه قبل سکته کرد و مرد. بیچاره مادرش. هنوز هم فکر میکنم الان با پرشیاش میاد و سرجای پارک بحث میکنیم. یکی به من بگه اینجا چه خبره؟

با دوستان در قله اژدر (اون سبز فسفری منم)

با دوستان فرانسوی

صحنه جرم

/ 21 نظر / 46 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اشرف

سلام جواد جان . رسیدن به خیر. خوشحالم که بهت خوش گذشته. در ضمن لباس فسفری خیلی قشنگه و بهت می آد. ماجراهای جالبی بود. خدا رو شکر که به خیر و خوشی برگشتی. هنوز جوانی و ماجراجویی در وجودت موج می زند. امیدوارم این روحیه را همیشه حفظ کنی و همیشه سرزنده و شاداب باشی. [گل]

جرم شناس الناز

به جان خودم اون صحنه جرمش واسه من بود بیام تحلیل کنم آره؟[قهقهه] کوچه جان چه کردی با خودت مادر ماشالا چقد کباب شدی:دی

مژگان

امیدوارم همیشه شاد و پرانرزی باشی.

آسی

نه مرخصی گرفتم .پنج شنبه و جمعه که فقط باید تو صف وایستی من وسط هفته دوست دارم برم که خلوته.

جرم شناس الناز

iهی وای می گن ادم ازدو دیقه بعدش خبر نداره بیچاره صورتیه عکسای بالا چه لبخندی تحویل دوربین داده عکی آخر رو ببین جیگرم خون شد[نگران] خوب احضارت می کنم به زودی خودت خواستیااااااااا[نیشخند]

جرم شناس الناز

کوچه جان مادر من اگه جای اون رفقام بودم میدیدیم عکسارو اینجوری آپلود کردی زنده نمیذاشتمت انگار تو سر همه تون یکی یه دونه گوشت کوب فرود اومده[نیشخند]

نیلو

ای جانم عمو جواد خون خودتو کثیف نکن داداش ارزش نداره ( اسمایلی نیلویی که سبیل هاشو تاب میده[نیشخند]) ایالا همیشه به شادی و تفریح عزیزم

نیلو

عزیزم اون خانمای قدیم بودن میشد اون صفات رو بهشون نسبت داد الان به شخصه من خودم میگم این چیزایی که گفتی خیلی وقته فقط تو رمان های دوزاری دنبالشم ولی اینو نگم میمیرم : ایشششششششششششششششششششش ادم مگه میتونه از هدیه تولد و سوقات بگذره ای بابا ما ارزو داشتیم یکی فحشمون بده تا حس نکنیم فراموش شدیم عجب توقعاتی دارن مردم[خجالت] ببخشید دیگه اینا رو نمیگفتم حناق میگرفتم[نیشخند]

جرم شناس الناز

یعنی چی خوب به نظر من حق داشت منم بودم همین قدرم جواب نمی دادم دقیقن میذاشتم بعده عید تلفنش رو بر میداشتم ... باید قبل رفتن می گفتی... در ضمن این خالی بندان کوهستان یعنی چی؟[خنثی]

روشنک

سلام 1. امیدوارم سفر بهتون خوش گذشته باشه [لبخند] همین که چند روزی از محیط کار و فشار روانی این مملکت دور بودین فکر کنم کلی خوب بود ! در ضمن خدارو شکر که شما جزو دوستان تلف شده نبودین [نیشخند] 2. متاسفم ! 3. دیگه خیلی متاسفم !![خنثی] 4. من عاشقه پاتیناژ هستم ! این روزها شبکه م ن و ت و داره مسابقه رقص رو یخ میده واقعا از دیدنش حتی لذت میبرم [لبخند] کاش ما هم همچین امکاناتی داشتیم[ناراحت] 5. [لبخند] 6. [خنثی]