در انتظار بهار

 

سلام به همه. امیدوارم سال خوبی رو شروع کرده باشید. احتمالا خیلی ها مسافرت رفتید. امیدوارم اگه شمال رفتید و یه دل سیر کباب ترش و جوجه و کته کبابی زدید جای ما رو هم خالی کرده باشید و صدالبته از رفتارهای زیبای هموطنان در طبیعت شوکه نشده باشید. اینجا هم مثلا بهار اومده. هرچند هنوز هم گاهی برف میاد و ظاهرا زمستون امسال بدترین در بیست سال گذشته بوده. اینم قدم ما سوالولی کلا هوا یکم بهتر شده و امروز که هوا مثل شمال بود. ابری و خنک. جای همتون خالیچشمک.

- به سنت همیشگی که از فیلمهای جدید براتون میگم اینبار هم فرصتی شد تا با چند نفر رفتیم فیلم La Grande bellezza رو که اسکار فیلم خارجی برد دیدیم. فیلم طولانی و جالبی بود. چند شب قبل هم دوتا بلیط افتخاری داشتم برای افتتاحیه فیلم Bad words که کمدی بود. از خنده روده بر شدم.

- هفته قبل با عده ای دیگه که البته من فقط یکی دوتاشون رو میشناختم رفتیم برومونت تا از آخرین روزهای پیست اسکی بهره ببریم. هوا فوق العاده بود و البته خیلی خیلی سرد. بعد اسکی در رستوران پیست نشستیم و گپی زدیم که برام خیلی جالب بود. و کلا شب خوبی بود. بودن در کنارشون خیلی بهم انرژی مثبت داد. 

بعضی از ویژگیها و اخلاقیات این غربی ها و حتی شرقیهایی که زیاد اینجا موندن برام جالبه. و فارغ از اینکه بخوام ارزشگذاری کنم روش و یا مقایسه بکنم باید بگم به زندگی خیلی نگاه متفاوتی دارن. مستقل و متکی به خود، تاحدود زیادی با اعتماد بنفس، واقع بین و منطقی هستند. اکثرا دید گسترده ای نسبت به زندگی و ارتباطات اجتماعی شون دارن و خودشون رو در حصار بعضی تفکرات اسیر نمیکنن. البته من خود و هموطنان ام رو در این زمینه تاحدود زیادی مقصر نمیدونم چون اساسا بستر فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی ما خیلی متفاوته و شما by default در حصار بعضی تفکرات بدنیا می ایید. اما موندن در این حصار دیگه تا حدودی دست خودمونه. چیزی که من در این تجربه اندکم و سطح ادراک شخصی ام میبینم اینه که واقعا زندگی رو خیلی سخت نمیگیرن. برای خانمها سن و سال خیلی مهم نیست. حتی سن و سال پارتنرشون. اینکه باید هرطور شده ازدواج کنن حالا باهر آدمی شد. در رابطه های عاطفی اغلب خیلی منطقی هستن. منطورم این نیست که خشک و بی عاطفه ان. نه ولی اگه طرفشون رو ارزیابی کردن و دیدن که آدم قابل اتکا و اعتمادی نیست و حوصله سربر هست، خیلی راحت رابطه رو به پایان میرسونن. و اتمام یه رابطه رو فاجعه نمیبینن اصلا. فقط میگن این آدم من نیست و رابطه به جایی نمیرسه. بعد منتظر نفر بعدی و رابطه بعدی. اینکه چقدر با طرف اختلاف سنی دارن یا قیافه دختره چه شکلیه. ماشین پسره چه مدلیه و اساسا ماشین داره یا نه و ... واقعا خیلی مهم نیست. واقعا وقتی یاد خودهامون میوفتادم خنده ام میگرفت. اینکه آدمها با احساس باشن و شعور عاطفی شون بالا باشه خیلی خوبه ولی اینکه مدتهای طولانی گرفتار روابط عبث و دربن بست باشیم و هی ناله و گریه و هدر دادن عمر و انرژی.... نمیدونم. 

البته jane داشت راجع به یه مسئله ای با جورج مشورت میکرد که خیلی برام جالب بود. اینکه یه پسر کی متوجه میشه که این دختر همونی هستش که می خواد و وقتی به این نتیجه رسید چه عکس العملی از خودش نشون میده و چه علائمی در رفتارهاش بروز میکنه. کلا بحث جالبی بود. چیزی که خیلی در روابط غربی ها من دیدم مورد ارزیابی قرار میگیره اینه که طرف آیا care میکنه یا نه. همین جورج شب اعلام کرد که دوست دخترش بارداره چند هفته است و داره پدر میشه! همه بهش تبریک گفتن. اینا هم یه جوری هستنا والاتعجب.

 - سوای همه این حرفا این معدود فرصتهای مصاحبت با این افراد حداقل این فایده رو برام داره که مهارتهای زبانی و ارتباطات زبانی رو بهبود بدم. هم انگلیسی و هم فرانسه. چون معمولا بین اینها انگلیسی صحبت میشه. چون آمریکایی و خارجی آنگلوفون بین شون هست و همینطور فرانسوی و فرانکوفون. البته همیشه بهشون گوشزد میکنم که ممکنه درست نتونم منظورم رو منتقل کنم. این کاریه که به همه دوستان هم توصیه میکنم. شما نیاز به ارتباط گرفتن دارید تا مجبور نشید الزاما در شبکه ایرانی ها خودتون رو محصور کنید. نه اینکه بد باشه ولی کافی نیست. مهمترین راهش هم همین زبانه. باید بتونید دوست پیدا کنید و یا حداقل شبکه آدمهای اطرافتون رو گسترش بدید. این کار در کاریابی و بعد حرفه ای زندگی هم در نه تنها در اینجا بلکه در همه جا کمک میکنه. چیزی که بهش میگن Networking. به نظر من یک ساعت گفتگو حتی صرفا در حد Nicetalk به اندازه ساعتها کلاس میتونه کمک کنه. 

 

دیگه زیاد صحبت کردم. برم سر درس و مشق ام. شما هم برید آجیل تون رو بخورید. 

/ 21 نظر / 85 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محسن

سلام کوچه جان.از اینکه یه جورایی واقع بین دیدم شمارو به خودم جرات دادم که ازت مشورت بخوام.بهتر بگم یه کم دلگرمی میخوام.راستش مثل همه که 4سال عمرشون رو گذاشتن واسه مهاجرت منم اینکارو کردمو چند روز پیش پاس ریکوئست شدم.ولی تو این چند وقته اخیر اینقدر از مونترال منفی شنیدم که به خدا کوپ کردم.که اقا اینجا کابوسه وبیکاریه و...!البته نمیگم که با این حرفها پشیمون شدم ولی واقعا ترسیدم بخصوص که مسولییت همسرو دختر 6سالمو هم به دوش میکشم.لطفا کمکم کن...

جرم شناس

قالبم مشكل داره كوچه جون.معلوم نيست ارشيوم كجا مى ره اما مسابقه راه انداختم بيا شركت كن

محسن

ممنون.به نظرت اگه با یه انگلیسی متوسط بیام اونجا و تو کلاسهای زبان اونجا شرکت کنم مشکل حل میشه؟ بازم ممنونم ازراهنماییهات دوست من

مهدی

سلام داداش چطوری آق جواتی؟ خوبی؟ خوشی؟ خندونی ایشالله برادر؟ گفتم حالا که تا اینجا اومدم حیف چراغو روشن نکنم برم داداش شاد شاد شاد باشی

ژاله

سلام جواد جان اميدوارم سال خوبي را شروع كرده باشي ببخشيد كه با تأخير همراه شد اميدوارم سالي پرواز خيرو بركت را آغاز كرده باشيد،راستش شمال رفتيم ولي همراه ان ترجيح داديد دست پخت مارو بخورندو غذاي شمالي رو امتحان كنند و ماهم سنگر آشپز خانه راحفظ كرديم

جرم شناس

اى بابا كوچه جون چقد درس مى خونى بيا يه پست جديد بذار ديگه مادررر

جرم شناس

من از همه پست هات استقبال كردم[عصبانی]

كتايون

سلام كوچه جان به قول خارجي ها: what's up?

باران

سلام میشه لطفا بگی این فیلم Bad Words کجا اکران میشه؟ و کلا توی چه سایتی میشه برنامه سینماهای مونترال رو دید؟

مهدی

نشد داداشی ها، د نشد آقا جواتی، نمیشه که 10 فروردین بیای یه پخ بکنی و بری داداش من، ما هم هر روز بیایم این تو و سماغ بمکیم که چی شد؟ چی شد؟ چرا پست جدید نیومده و از این حرفا نمیگی ماها عادت کردیم و ترک عادت موجبات درد و ورم و مرض است داداش گلم؟ بابا یه پست باحال دیگه بزار تا سوی چشای ماها عین سوی چشم ننجونمون نرفته همیشه و همه جا شاد و مشتی و دمت گرم باشه ایشالله