بعد از بهار

مسیر جدیدی برای پیاده روی

سالن نمایش اپرا 

تظاهرات خودجوش! در مقابله با سقط جنین- پارلمان کانادا

نمایی از شامگاه old port

دوست جدیدم که خیلی خنگه :))

/ 27 نظر / 72 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهام

به به پست جديد !در كمال نوميدي اومدم اما اميدوار شدم مثل هميشه عالي من هم منتظر پست اتشين هستم موفق و شاد باشيد

دختر همساده

سلام .اول بگم که خیلی خوش حال شدم که یکی از دوستان وبلاگی رو دوباره پیدا کردم .این بلاگفا به طور کل همه چیز مارو بهم ریخت ..و دوم اینکه مسیر پیاده روی شما عالیه تا میتونید ازش بهره ببرید و منتظر پستهای جدید هستیم ...

نگاه

سلام ژواد! نمی دونی چقدر دلم برای خوندن این صفحه ها تنگ شده بابا چقدر پیشرفت کردی اون سنجاب رو به من میدی ؟

نیلو

ای جونم چه دوست باحالی [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] عاقا من همش فکر میکنم اپرا خیلی وحشتناکه اینکه بری دو ساعت به فریاد کشیدن چند نفر گوش بدی مثل شکنجست نمیدونم من عموما حس ششم در این جور موارد خوب نیست [نیشخند] ولی عجب مسیریه ها کلی حال میکنی پیاده روی میکنی [تایید] عییییییییییییش خودش پیر شده همکلاسیتون عمو جواد به این خوبی[قهر]حتما حسودیش شده محل نده[بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] عاقا چه معنی میده اسم به این خوبی رو عوض کرده بیششششششور[ناراحت] بگو من طرفدار زیاد دارم میان شت و پتت میکنن نفهمی از کجا خوردی هااااااا راستش این چند وقته سر میزدم ولی خب کامنت نمیذاشتم[خجالت] [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل]

نسیم

سلام کوچه جان ! شرمنده یه خورده درگیرم و سرم شلوغه نمیرسم ببام ! لورکا هم ولی عصر -بزرگمهر-بین سرپرست و فریمان . تویه کوچه هستش اسمش یادم نیست ولی ! من محیطش رو خیلی دوست دارم ! از این دوران باید نهایت استفاده رو داشت تکرار نمیشه :) منم که از اروم بودن و ... متنفرم و سرم درد می کنه برای این گشت و گذارا .

خرگوش

من کلا سکوت پیشه میکنم!! مدیونی اگه فک کنی میخواستم غر بزنم که پس اون پست آتشین رو چرا ننوشتی هنوز[چشمک]

جمشيد

سلام مجدد خدمت آقاجواد گل جواد عزيز تولدت رو از راه دور تبريک ميگم.ببخشيد اگه چندروزي ديرشد.انشالله صدوبيست سال باسلامتي و خوشبختي زندگي کني.[دست]

ﻣﺎﻣﺎﻥ اﻛﺮﻡ

ﺁﻓﺮﻳﻦ ﺑﻪ ﻫﻤﺘﺘﻮﻥ. ﺩﺭﺱ و ﻛﺎﺭ.اﻱ ﺷﺎا.. ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻫﻤﻴﻨﻂﻮﺭ ﭘﺸﺘﻜﺎﺭ و اﻧﺮﮊﻱ ﺩاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻲ ﮊﻭاﺩ ﺟﺎﻥ. و ﺻﺪ اﻟﺒﺘﻪ ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎ و اﻫﺪاﻓﺖ ﺑﺮﺳﻲ. ﻛﺘﺎﺑﻬﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺧﻮﻧﺪﻱ اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﻳﺎ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻓﺎﺭﺳﻲ? ﺣﺮاﺝ ﻛﺘﺎﺏ ﻫﺴﺖ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺨﺮﻡ اﮔﺮ ﺩاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ.

جمشيد

با سلام مجدد. در خصوص پست قبليت بايد بگم من همون موقع که اون پست رو گذاشتي خونده بودمش و اگر نظري ندادم به خاطر اين نبود که نظري نداشته باشم ولي خودت خوب ميدوني جنس اين مطالب از اونايي هستش که ما در موردش ساعتها وروزها وسالها صحبت کرديم.تقريبا هم هم عقيده ايم.فقط نکتش اينه که من و تو که همسنيم هرچي سنمون بالاتر ميره حجم تجربيات عمدتا تلخمون تو اين موارد بيشتر ميشه.من اسمشو ميگذارم سندرم چهل سالگي.شايد ما خودمون هم سالها قبل ار کنار کساني رد شديم و معناي لبخندشونو نفهميديم.اين چرخه تا ابد ادامه داره.اصولا بهتره بگيم از يه سني تجربياتمون زياد نميشه بلکه عميق ميشه.چراکه شايد همونها رو قبلا هم تجربه کرده باشيم ولي اين بار جور ديگه اي و با عمق ديگه اي .شايد من و تو خيلي بيشتر دوست داشتيم نقشمون رو يه جور ديگه اي بنويسيم.ولي خوب نويسنده و کارگردان کس ديگه اي و اونه که نقشارو تقسيم ميکنه.پس راهي نميمونه جز اينکه فقط خوب بازي کني.بقول حافظ : "در کار گلاب و گل حکم ازلي اين بود کاين شاهد بازاري وان پرده نشين باشد." حرف زياده در اين مورد.باقيش باشه زماني که اومدي مفصل در موردش صحبت کنيم[رویا]

asal

سلام كوچه جان چقدر دلم براي خوندن وبلاگت تنگ شده بود و خودم خبر نداشتم... مرسي كه بهم پيغام دادي، الان غرق داستان پست بالايي ام حرفام يخ زده، فقط خوشحالم كه با همه سختي ها روبراهي.بهت سر ميزنم بازم.