وقایع اتفاقیه

 

- سلام به همه دوستان. در این چند روزه اخیر خیلی گرفتار بودم. خلاصه برو و بیا آقای خان داداش و عروس خانم و این حرفا دیگه. هفته قبل که رفته بودیم محضر برای عقد محضری برادر خیلی اتفاق جالبی افتاد. آخو.ندی که صاحب اون دفتر خونه و عاقد بود بسیار آدم بامزه و کمی جلفی بودخنده بنده به عنوان یکی از شهود قرار بود پای چندجا رو امضا کنم. دفتردار که اسمم رو صدا زد و کارم تموم شد یهو آخو.نده که تا اون موقع به هرکسی تیکه ای مینداخت گفت: جوااااد! یه بوس بده به من از کنج لبات! حالا قیافه من اینجورهتعجب خلاصه ما با حاج آقا روبوسی کردیم و گفتم حاجی داشتیم؟ بد میندازی ها! اونهم گفت حالا دارییییم! و پشت بندش شروع کرد اشعار عاشقانه خوندن از دهان محبوب نداشته من خطاب بهمن که جواد جان نمیدونم بوسه ای دادی و ال شد نمیدونم آب نمک بود و چی شد که خلاصه تشنه ترم کرد..قهقهه خلاصه هرچی ما تیکه انداختیم به ایشون، اوشون چهارلا پنجلا پس انداخت.

- در بین مدعوین یه دختر کوچولوی ده ساله هم بود که از کانادا اومده بود ایشون هم. اونقدر این دخترخانم بامحبت و دوست داشتنی بود که نگو. فارسی رو هم خیلی شیرین حرف میزد و فقط گاهی قاطی میکرد و انگلیسی میگفت. یکم هم باهم فرانسه بلغور کردیم. تازه بهم گفت عموجواد شما وقتی خارجی حرف میزنی اصلا اکسنت نداری مثل بقیه ایرانیها نیشخند. یه نمونه از نقاط مثبت تربیت غربی. هروقت احساسی داشت راحت بیان میکرد. از بچه های دیگه تعریف میکرد. و تا بهش میگفتی الی!یه دونه big hug سریع بغلت مبکرد. بسیار هم قدرشناس بود و هرکاری براش میکردی تشکر میکرد. مثلا وسط مهمونی عقد میگفت اونقدر خوشحالم تو family party هستم! خلاصه خیلی تو دلم جا کرد این کوچولو.قلب

روزهای یکشنبه و دوشنبه هم جاتون خالی دسته جمعی رفتیم  شمال. نمک ابرود و جواهرده. برگشتنی هم چشمتون روز بد نبینه چنان در مه و بارون گیر کردیم که تا برسیم گچسر نصفه جون شدم. الان هم که دارم اینها رو مینویسم همش چهارساعته خوابیدم و اومدم سرکار. و قیافه ام اینجوریهخمیازه فعلا تا اطلاع ثانوی من برم ولی برمیگردم.

* عنوان پست رو از وبلاگ دانایی برداشتم با اجازه.

/ 17 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیلو

ایشالا همیشه شادی و خوشی برادر داماد[نیشخند] ایشالا خدا قسمت خودت کنه دوماد بشی دیگه کسی سرخود برات شعر عاشقونه نخونه اونم از نوع ذکورش بدتر ازون اخوندم باشه [نیشخند][زبان] اخی نازی دختر کوچولو [ماچ][بغل]

الناز

چه عاقدی بودد[خنده]...خوشمان آمد[مغرور]

asal

نه دیگه! انصافا سرت شلوغ بوده![زبان]

اشرف

سلام مبارک باشه جوادجان. به امید دامادی خودت. خدا کنه همیشه به چیزهای خوب سرت گرم باشه. خوشحالم که شاد هستی و روزهای بانشاطی را در کنار خانواده سپری می کنی. سلام مرا به تازه عروس و داماد برسان. از ته قلبم برایشان سعادت آرزو می کنم. [گل]

آسی

خوب آقای کوچه بی اکسنت خارجی دیگه سرت خلوت شده نمیتونی بهونه بیاری برای ننوشتن شاد باشی راستی آپدیت مدارکت رو فرستادی؟

ژاله

به به همیشه به عروسی وشادی جواد عزیز. چه عاقد جلفی حالم به هم خورد .ولی در عوض ان دختر کوچولوی ناز و مهمونی حسابی بهت خوش بگذره . ایشالله عرررررررررررررررررررررررررررروسی خودت

کیت

مبارک باشه عمو هم که شدید!!!!![لبخند]

myland

به به به به میبینم کوچه رو آینه بندون کردی[لبخند] همیشه به شادی باشید. [گل] به عنوان یک خواننده نیمه قدیمی شما که میدونی چقدر قدیمی اینجوری نگاه نکن [ابرو] یه پیشنهاد دارم میشه برای کوچه موسیقی بزاری[پلک]