این روزها

 

1- راستش تصمیم گرفتم یکمی از حال و هوای این روزها باهاتون حرف بزنم. خیلی هم ساده و معمولی و نه با عبارات مبهم و یا شاعرانه.چشمک البته خیلی خوشحال نشید چون بازهم از اونها دارم تو آستینمعینک. این یکماه گذشته تجربه جالب، ناب و عجیبی بود برام. بسیاری از پرده هایی که تو ذهنم بود، چیزهایی که در تصوراتم بود رنگ و شکل واقعی گرفت و جلوم سبز شد. در عرض دو هفته یک زندگی کاملا فرانسوی رو تجربه کردم. چطور؟ نمیدونم.مثل فیلمهای سینمایی بود. برف سنگین تهران هم همه چیز رو خیلی باشکوهتر کرده بود. شبهای سختی رو گذروندم یعنی یه جورایی غم و شادی بهم آمیخته، یاس و امید... همه چیز باهم. ولی واقعیتی برام کاملا آشکار شد و اون این بود که اگر در دلتون میل به رسیدن به چیزی هست با تمام وجود بهش فکر کنید و مطمئن باشید روزی بهش میرسید فقط چیزی که هست مسئله زمانه. یعنی دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره.

2- چشم بهم میزنی هشت ماه میگذره. منظورم از تاریخ مصاحبه است. و درستکه فکر میکنم میبینم زمان زیادی برام نمونده ولی من هنوز آماده نیستم. خیلی کارهای ناتموم و یا اساسا دست نخورده مونده. باید یه فکری هم برای زبان انگلیش بکنم هم فرانس. البته کمابیش در تماس هستم باهاشون. ولی خوب دوس دارم کلاس هم برم. چندروز پیش شنیدم آقای معاونت محترم کتاب vocabulaire progressive رو روی میز من دیده بوده و پرسیده کی اینجا فرانسه میخونه. رئیسم گفته آقای فلانی. بعدش لبخند زده. فکر کنم کارم در اومد. از همین فرداست که متون فرانسه بیاره برا ترجمه. ترجمه انگلیسی متون رئیس خودم کم بود حالا این هم ...

3- یه مدت هست که دارم شبها سریال فلاش فوروارد رو از اینترنت دانلود میکنم و نگاه میکنم. نویسنده هاش همون نویسنده های لاست هستن. و باز هم رمز و راز و هیجان. و ایده های جالب و mind provoking برای زندگی.

4- جمعه بالاخره تنبلی رو گذاشتم کنار و رفتم اسکی. خیلی خوب بود. اینقدر زمین خوردم وکله معلق زدم که بیا و ببین.

5- امروز داشتم بعضی از پستهای قدیمی و کامنتهاشونو میخوندم. بعضی از کسایی که برام کامنت گذاشته بودند دیگه وبلاگ نداشتند. ردپای دوستای خوبم و اولین حضورهاشونو میدیدم. چه کسایی اومدن و چه کسایی رفتن! چقدر زندگی پرفراز و نشیبه واقعا!

6- به این حرف دانا واقعا ایمان آوردم که حضور و ورود آدمها در زندگی دیگری هدفی داره و رسالتی. یعنی اگر کسی وارد زندگی کسی شد حتی برای فقط چند روز، حتما علتی داشته. این علت میتونه بخود اومدن، تلاش برای رسیدن به چیزی، جواب دادن به سوالات بی جواب، زنده کردن عشق توی دل آدم، .... ببینید علت حضور شما در زندگی دوستانتان برای چیه؟ و همینطور برعکس.


/ 30 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آندیا

سلام دوست خوبم حدود 10 روزه دیگه مصاحبه است و خیلی نگرانم برام دعا کن مرسی از اینکه لطف داری

مصی

خوش به حالت جای ما هم سریال ببین

مصی

[گل]

باران

سلام مدت زیادیه بود به وبلاگتون سر نزده بودم و این پستتون متفاوت از قبلیها و قشنگ بود انگار همین دیروز بود که با سوالهام اذیتتون می کردم و شما بزرگوارانه راهنمایی می کردین و حالا دو ماه از مصاحبه من هم گذشته ولی این مدت خاطرات زیبایی رقم خورده و دوستان فوق العاده ای پیدا کردم . امیدوارم شما هم بزودی برفهای بیشماری در مونترال ببینی و روز به روز بهتر از قبل بشین. شاد باشین

باران

دوباره سلام چه سرویس خوبی پرشین بلاگ داره که در صورت جواب دادن ایمیل اتوماتیک می فرسته وبلاگ بقیه بچه ها هم اگه داشت خوب می شد. من اگه یادتون باشه نگرانی اصلیم زبان فرانسه بود و الان می فهمم که همه نگرانی و استرس های بی موردم بخاطر قرار گرفتن توی محیط ایزوله بود چون من از اول فرانسه رو فقط خصوصی خونده بودم و هیچ دوستی هم که توی این پروسه باشه نداشتم و تازه بعد مصاحبه شروع کردم به کلاس عمومی و کسایی رو هم هدف و هم زبون با خودم می بینم و کامیونیتی خیلی جالبی بین بچه ها هست حالا می فهمم چقدر باهم بودن آدمها ارزشمنده و اگه قبلا هم با بقیه بودم اینقدر تنهایی استرس بیخود نمی کشیدم. کارم هم خدا رو شکر عوض شد و فعلا دو ماهه (یعنی دقیقا از فردای روزی که از دمشق برگشتم) یه جای جدید با حجم کار خیلی کمتر مشغول شدم. شما یه مدتی قبلنا نوشته هات بوی یاس و شاید روزمرگی می داد ولی اینبار خوشحالم که خبرهای خوبی توش بود و امیدوارم هر روز از زندگیتون پر رنگ تر از قبل باشه به امید روزهای خوب و گرم توی زمستونهای سرد مونترال[لبخند] شاد باشین باران

مسعود

جواد عزیز سلام چند وقت هر چی سعی کردم نمی تونستم وارد وبلاگت بشم.تا بالاخره امروز شد.واقعا زود می گذره.سری اولی که همدیگر رو دییدم دو ماه از مصاحبه ما گذشته بود. فرانسه رو چه کار میکنی .تصمیم نداری بری کلاس.

نسرین

سلام منم اعتقادم بر این است که هر کی رو تو زندگی داریم و یا خواهیم داشت سهمی از سرنوشت ما است

دمادم

سوال آخرت چیزی است که معمولا به ان فکر می کنیم اما نمی توانیم به جواب درستی برسیم. علتش چیست؟

تانی

حضور هیچ کس در زندگی ما اتفاقی نیست .. خداوند در هر حضوری رازی نهان کرده برای کمال ما .. خوش آن روزی که در یابیم راز این حضور را!

دست کوچولو

دنیا فراز و نشیب زیاد داره .. یک روز بالای کوهی و یک روز پایین کوه .. یک روز تماشاچی و یک روز ...[زبان]