چه خبر از کجا

 

با سلام به شما دوستان عزیز. امیدوارم این برف ریزان اخیر براتون شادی بهمراه آورده باشه. هرچند که در شمال کشور چیزی جز ویرانی به بار نیاورد تا بار دیگه نشون بده کشوری که از اصول اولیه مدیریت که صدسال پیش ابداع شده بهرمند نباشه حتی با نعمت هم دچار بدبختی میتونه بشه. و هنوز هم در مواجه با این پدیده ها بجای درس عبرت و استفاده از سیستمهای پیش بینی وضع هوا و مدیریت امکانات باز جلسه تشکیل میدن و حرف میزنن تا بلای طبیعی بعدی. بگذریم. اینجا هم مدتی هست سرمای هوا کم شده و ندرتا -14 پایینتر میره و گاهی هم برفی میاد. جاتون هم خالی شنبه قبل رفتیم nuit blanche در پیست برومونت و تا ساعتی پس از نیمه شب بودیم. اونجا با دو ایرانی دیگه، یه خانم لبنانی و یه آقای اهل آفریقای جنوبی و یه کانادایی همراه بودیم که خوش گذشت. مخصوصا که یه تکنیک رو روی پام تونستم استاد کنم. خیلی هم شلوغ بود. 

دوهفته پیش رفتم به کلینیک نزدیک خونه تا هم برای داروهایی که می خواستم از دکتر نسخه بگیرم و هم یه دکتر به عنوان دکتر خانوادگی داشته باشم. دکترم یه خانم گمونم ارمنی بود. برام تشکیل پرونده داد و بعد از معاینات عمومی یه آزمایش برام نوشت و همینطور یه معرفینامه به پزشک متخصص. همونطور که میدونید اینجا همینجوری نمیشه رفت پیش متخصص. وقتی هم که داروخانه میرید یه پرونده الکترونیکی هم اونجا براتون ثبت میکنن با اسم پزشکتون که بعنوان رفرنس در مراجعات بعدی براتون حفظ میشه. اینجا تعدادی آزمایشگاه هست بنام CLSC که میشه برای نمونه گیری مراجعه کرد. هرچند نهایتا نمونه ها به بیمارستان ارسال میشه و پاسخ آزمایشات هم مستقیما میره پیش دکتر نه شما. دیروز هم خدمت آقای دکتر متخصص رسیدیم که به اتفاقا پدر و دوبرادر دیگه اش چهارتایی پزشک بودن! و اهل یونان. ایشون هم کمی تشخیص پزشکان وطنی رو با تردید و تعجب نگاه کرد و برای آزمایشهای تکمیلی به آزمایشگاه بیمارستان ارجاع داد. جالبتر رفتار ایشون و پزشک خودم با بیمارها بود. برخلاف چیزی که در ایران دیده بودم که انگار بیمار برده و زیردست دکتره. دکتر خودش میاد دم اتاق انتظار و صدا میکنه. خودش رو معرفی میکنه. بیشتر از بیست دقیقه تانیمساعت پیش دکتر بودم و بعدش هم منو تا دم در بدرقه کرد و باهام دست داد و گفت نگران نباش باهم درستش میکنیم. 

بالاخره رفتم باشگاه ثبت نام کردم. اینجا چند مجموعه زنجیره ای از باشگاههای ورزشی وجود داره که یکی از معروف هاش Energy Cardio هستش که با عضویت در اون میشه از سالنهای GoodLife  هم استفاده کرد. تقریبا تمام وسایل و ابزار ورزشی و همینطور ورزشهای گروهی مثل ایروبیک، یوگا، بادی پمپ .... هم هست. تعداد زیادی از مشتری ها هم ایرانی هستن البته. و خلاصه از دوهفته پیش با شعار انقلابی "دوباره می سازمت بدن!" شروع کردم تا ببینیم چی میشه. 

چندی پیش اتفاق نه چندان خوشایندی افتاد که هرچند دوست ندارم راجع بهش حرف بزنم ولی میگم تا دیگرانی شاید بیشتر مراقب باشن. یکی از خانمهایی که از قبل میشناختم در حد خیلی کم و اینحا اومده رو مدتی پیش یکبار دیدم. یعنی ازش خواستم بخاطر دانشجو بودنش و اشناییش با درس و تحصیل یه راهنمایی بکنه و ایشون هم حالا به هرنحو مسائلی رو مطرح کرد که خیلی واردش نمیشم در باب بد بودن ایرانیها و اینکه ما خیلی فلان هستیم و خارجیها اینطورن و من با خارجیها چجورم و ... خلاصه و ایشون گفت که سفری به ایران خواهد داشت و اگه کاری دارم بگم. گدشت تا یه بار هم ایشون بخاطر مسئله ای که نفعی مادی براشون داشت تماس گرفت یکبار. بعد از مدتی یادم افتاد که شاید ایران باشن و بگم اگه میتونه یه چیز کوچکی برام بیاره و من هزینه اش رو بپردازم. ولی جواب هیچکدوم از پیامهای من داده نشد. تا اینکه بعد از یه هفته پیامی رسید ازشون بدستم که شاید در فرهنگ خارجی ایشون خیلی هم خوب بود ولی در فرهنگ ما زشت و زننده و بی ادبانه. حاکی از اینکه بمن زنگ نزن و پیام نده من از فلان چیز و فلان شخصیت اجتماعی ات خوشم نمیاد و .... من اول این شکلی بودمتعجب چون اساسا من نه رابطه ای با ایشون داشتم و نه ارتباطی بود و نه اصلا من سر سوزنی تمایل داشتم به ایشون و احساس میکردم از اون تیپ آدمهایی هست که هنوز به جایی نرسیده خدا رو هم بنده نیست چه برسه اگه برسه. حتی شک کردم شاید هک شده باشه حسابش. و مضحکت تر اینکه من نگاه هیزی دارم خندهکه باعث شد کلی اولش بخندم ولی از اونجایی که یه سامورایی حرفش رو قورت نمیده علیرغم میل باطنی ام هرآنچه به ذهن مبارک رسید گفتم که مدیون خودم نباشم. تمام ناراحتی من از این بود که چطور یه بچه به خودش اجازه داده بدون اینکه حتی منو بشناسه اینطوری منو قضاوت کنه و توهین آمیز باهام حرف بزنه. درصورتیکه من حرفهایی که پشت سر ایشون بود رو نشنیده گرفته بودم و هیچوقت قضاوتی نمیکردم. که خوب هم مزدم رو گرفتم. باش تا صبح دولت ات بدمد. خلاصه اینهم تجربه ای بود که هرچه هم رانندگیت خوب باشه یکی دیگه میاد میزنه بهت. خلاصه دیدید یه وقت کوچه سرسنگین شده اینه دیگه.

از پس فردا هم کلاس زبان شروع میشه و حسابی درگیر میشم. و باز توصیه میکنم اگه قصد آمدن دارید روی مهارتهای زبانی تون خیلی کار کنید. 

شبها یکی از تفریحات داخل خونه ام اینه که شبکه من و تو رو آنلاین میذارم و حین انجام کارها و غذا پختن و خوردن و اینها ازش لذت میبرم. البته بیشتر اتاق خبر و تونل زمان رو میبینم. یه جوری احساس خوبی بهم میده. منو یاد خونه خودم در ایران و خانه پدری میندازه و خیلی بهم انرژی مثبت میده. نخندید. میایین خودتون میبینید. 

الکی الکی چهارماه شد اینجام. واقعا که اینترنت پرسرعت و یوتیوب از نعمت خیلی بزرگیه آدم باید قدرش رو بدونه. تا نوشته بعدی که احتمالا دلنوشته خواهد بود و یا یک نوشته رمزدار کوچه همتون رو به خدا میسپاره. کوچه رو از دعاهاتون بی نصیب نذارید. 

/ 32 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمانه

كوچه چرا هموطنان ما موقع فارسي زدن تاا يه ايراني ميبينن سريع كانال رو عوض مي كنن؟ تو اين بفرماييد شام هم به خانمي گله داشت از اين عادت هموطنان، به ويژه كه ايشون تو كافي شاپ كار ميكنن زياد با اين مورد برخورد داشتن. ميگم شايد دارن انگليسي تمرين ميكنن و ما بد برداشت ميكنيم!

کوهیار

مرسی جناب کوچه از اطلاعاتتون و این که وقت میذارید و تجربیاتتونو مینویسید.میخواستم بدونم هزینه باشگاه اونجا چقدره و اونجا ورزشهای رزمی مثل کونگ فو تو باشگاهها هست یا نه. مرسی از لطفتون

آماندا

سلام به کوچه برفی.. خوش بحالت بخاطر لارا فابین.. تو رو جدت رمز و اینا رو بیخیال شو.. فک کن بیایی تو کوچه ببینی بسته اس.. بذار تو خوشیهات شریک باشیم دیگه.. و توی تجربه هات.. توی این طوفان زندگی که یهو پرت میکنه آدمو .. بذار یه کوچه واسه سر زدن داشته باشم..[افسوس]

كتايون

سلام زندگي روزمره چطوره؟[خرخون]

ریحانه

کوچه جان تشریف بیارید خیلی وقته منتظریم :)

جهان

سلام ممنون از مطالبتون من جدیداَ مشتری نوشته های شما شدم و از خوندن اونها و اطلاعاتی که میدید هم لذت مبرم و هم تشکر می کنم. موفق باشی

كتايون

سلام به روز نمي كني كوچه جان؟

مصی

عمو جواد پا ندادی قهر کرده یا دیده نمی تونه تیغت بزنه آن کار را کرده خودت را نارحت نکن تو[نیشخند]

نسيم

sallam kojaeiiiiid khabariii niiist azatooooonn !!!