فصل برفی 2


سلام و دوصد بدرود. در این مدتی که نبودم امیدوارم اوضاع و احوالتون ردیف، دماغتان چاق و زندگی بر وفق مراد باشه و آلودگی هوا اذیتتون نکرده باشه.


http://www.youtube.com/watch?v=5KYl3-PuX0Y

- نهم ژانویه Lara Fabian عزیز در مونترال کنسرت داشت که از قضا بنده هم موفق به گرفتن بلیط و حضور در سالن زیبای Théâtre de Maisonneuve شدم. و از نزدیک کسی رو که از اول زبان فرانسه خوندن ترانه هاش رو گوش میکردم از نزدیک دیدم. خیلی عالی بود. و از اونجایی که ملیت کانادایی هم داره کلی تحویلش گرفتن (اصالتا ایتالیایی بلژیکی)! از قضا اون شب شب تولدش هم بود. آقا وسط کنسرت کیک آوردن روی سن و عده ای از مردم همیشه در صحنه هم گل و هدیه و خلاصه لارا هم طبق معمول یه نمه اشکی ریخت و خلاصه. امیدوارم بودم ترانه J'y crois رو اجرا کنه که همینطور هم شد. خلاصه جای همتون خالی.

 

- پریشب هم یه اجرای فارسی از نمایش ART نوشته یاسمینا رضا در مونترال به کارگردانی نعیم جبلی اجرا شد که رفتم. قبلا هم در تهران نمایش خدای کشتار، کار دیگه ای از ایشون رو دیده بودم که اون هم اثر فوق العاده ای بود. این اثر به بهانه نقد آثار هنری شیوه نقد و قضاوت آدمها رو از هم تصویر میکرد. کاری بود از گروه هنری هشتپا. در یه سالن قدیمی در منطقه مونت رویال که خیلی هم از من دور بود ولی به هر زحمتی بود رفتم. کار هم نسبتا کیفیت قابل قبولی داشت. البته قرار نبود تنها برم ولی چون از این بازیهای فلانی نمیتونه پس من هم نمیام و از این حرفا بود که خودم رفتم. وقتی چراغهای سالن نمایش که به سالن قشقایی تاتر شهر تهران شباهت زیادی داشت خاموش شد، یه سره رفتم به هزاران کیلومتر دورتر. رفتم تاتر شهر و روی همون صندلی های آشنا. همون سالنهای قدیمی که صدای قژقژ چوب میده. تجربه جالبی بود. وقتی خارج شدم تا مترو پیاده رفتم. خیابونهای اطراف هم گاهی شباهت به اطراف تاتر شهر داشت. پر بود از کافه و رستورانهای دنج و باحال، کتابفروشی .... که تمام کافه ها هم تا خرخره پر بود از آدم. جای بعضی ها رو کنارم خالی کردم. یادش بخیر.

- کلاسی که ثبت نام کرده بودم شروع شده و روزهای یکشنبه صبح تا عصر اونجام. کلاس زبان هم از 12 فوریه شروع میشه. محل تشکیلش هم دانشگاه UQAM هست. گمونم دهان مبارک طی سه ماه آینده آسفالت خواهد شد. چون می خوام امتحان آیلتس هم بدم آخه. 

- اسکی هم برای بار دوم رفتم. فضای اونجا گاهی منو یاد دیزین خودمون میندازه. البته اصلا قابل مقایسه با پیستهای ایران نیست و خیلی کوچکتر و ساده تر هستش حتی پیست دایموندش که مثلا سخت ترینش هست. خوشبختانه جورج هم منو شب تا در خونه میرسونه و از این بابت خدا رو شکر مشکلی نیست. توی مسیر برگشت هم آهنگهای باحالی میذاره پسره که همش برام خاطره انگیز هست. ایگل، اسکورپیون... . 

- یه نکته جالب به ذهنم خطور کرد چندی پیش. یادمه همیشه راجع به تحقق رویاها و تصاویر ذهنیمون باهاش حرف میزدم و هردو متفق القول بودیم که اگه امید داشته باشیم یه روزی به تصاویر ذهنیمون میرسیم. حالا گاهی یاد این حرف میوفتم و میبینم که با گذشت زمان به خیلی هاش رسیدم. و البته گاهی این ماجرا منو به هیجان میاره و حتی میترسونه که اگه ایمان داشته باشی خیلی هاش رو میبینی. یه موقعی ایران که بودم تصور میکردم یه روزی تو مونترال اسکی میکنم. تو کافه های قشنگ و دنجش میشینم و خیلی تصورات دیگه که یه زمانی برام فقط جذاب بود اما حالا میبینم که دارم به لطف خدا همون کارها رو انجام میدم. پس ایمان داشته باشید و تصاویر ذهنی تون رو دنبال کرده و دوست داشته باشید. باز هم خدا رو شکر میکنم. و ایشالا تا دفعه بعد همتون رو به خودش میسپارم.

/ 38 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جرم شناس

سلاك بر كوچه ى عزيز مونترال نشينم خوشحالم كه به ارزوهات رسيدى براى منم دعا كن... راستش منم دوتا ارزو دارم كه هميشه تو ذهنم خودم رو توشون تجسم مى كنم خدا كنه تا دو سال اينده بهشون برسم

ریحانه

بله بنظر من وبلاگستان به بچه های تحصیل کرده و با فرهنگ که مخصوصا مهاجرت کردند نیاز داره موفق باشی

ساره

سپاسگذار از راهنماییتون موفق و شاد باشید

جرم شناس

كوچه ته ارزوهام ختم به جرم و جنايت مى شه:-)))

آسی

سلام خوبی؟چیزی نشده که میگم بنویس از شرایط و باید ها و نبایدهای که خصوصی نباش البته اگه دوست داشتی من اصولا خیلی به حریم خصوصی آدم ها احترام میذارم[چشمک]نمیدونم خیلی حال خوبی نیست گیج و ویجم شدید.

نسيم

خسته از درس همسايه هاي مردم ازار نا اميد از قبولي در رشته ي مورد علاقه حسرت از دست دادن فرصت ها و در استرس تايم باقي مونده تا کنکور که فقط 4 ماهه استرس کلي درس که لا شونم باز نشده ! اين است احوالات من در اين روز ها

آسی

چرا چیزی نفهمیدی من که به این قشنگی نوشتم[قهقهه]نوشته بودم لطفا از بایدها و نبایدها بنویس اگر که خصوصی نیستند همین به زبان ساده نوشتم برات[نیشخند]

چون ابر به سوی کانادا

سلام. این پست بسیار قشنگ بود و از خوندنش لذت بردم. با اجازتون لینکتون کردم اگه قابل دونستید منو لینک بفرمایید.