این گل پرپر شده ....

 

باز هم يه رويداد تكراري و تكان دهنده ديگه. اونقدر قابل پيش بيني كه ديگه آدم عذاب وجدان ميگيره از اينكه چرا به اندازه كافي ناراحت و اندوهگين نيست. باز هم حماقت و سهل انگاری يه عده، 26 تا از گلهاي كشورمون رو پرپر كرد. نوجوونهاي بيگناه و پرازاميد، پر از شور و هيجان. اميدوار به اينكه روزي شايد بتونن با طي مدارج ترقي و علمي از اون شهر كوچيك و محرومشون خارج بشن. شايد يه روزي به دانشگاههاي پايتخت بيان يا با يه پسر برازنده ازدواج كنن و هزارتا آروزي ديگه.
ديگه نه مغنه هاي هم رو ميكشن و جيغ ميزنن و نه حرفهاي آنچناني زيرگوشي  ميزنن و سرخ و سفيد ميشن و ريزريز ميخندن. نه به كنكور و پيش دانشگاهي و تست و هزارتا كوفت و زهرمارديگه فكر ميكنن. چند روزه روپوشهاي بد رنگ و بيقوارشون رو با كفنهاي سفيد و تميز عوض كردن و هيجان نوجووني شون در گورهاي سرد و تاريك مبدل به آرامش و قرار شده. انگار نه انگار كه اصلا بودن. سكوت كامل. حالا ديگه از شر كنكور و تست و ازدواج اجباري و منع از ادامه تحصيل و هزارتا تهديد ديگه رها هستن. و رفتن پيش اوني كه واقعا همه رو دوست داره. اوني كه دوست همه اس. براش تهراني و شهرستاني و روستايي و فقير و غني فرقي نداره. همون كه آخر بخشش و گذشته.كاري نداره چقدر پول داري يا شغل و ماشينت چيه. همون كه اشك چشمهامون رو در خلوت و تنهايي و غربت بي كسي پاك ميكنه. روحشون شاد.
اما هنوز عده زيادي هستن كه در معرض خطر هستن. و هيچكس هم توجهي نداره. فقط فكر كنيد يه عده دختر نوجوون رو ميريزن توي يه اتوبوس و ميفرستن مناطقي كه زماني اونجا جنگ بوده. چرا؟ چونكه روحشون تلطيف بشه و با فرهنگ ايثار و شهادت اشنا بشن! يكي نيست بپرسه آخه ابله! كسي كه زمان صلح هم حتي بدنيا نيومده بوده چه تصوري از خاكريز و سيم خاردار و ميدان مين داره، يا چجوري ميخواد با ديدن چندتا تابلو و شنيدن خاطره به فرهنگ! ايثار پي ببره. در اينكه فضاي جبهه ها پر از انسانهاي بزرگ و معنوي بوده كه همه ما زندگيمون رو مديون خون پاكشون هستيم ترديدي نيست (حداقل همسن هاي من خوب يادشون مياد) اما چه ربطي به دختر پسرهاي مدرسه اي داره. اينها رو بذاريد براي همونهايي كه هنوز خاطره و تعلقي از اون دوران دارن و چيزي رو اونجاها جا گذاشتن. اين بچه ها بجاي ميدان مين و تله انفجاري و كمين ... نياز به بازي، ورزش، تفريح سالم و نشاط، تغذيه مناسب و رفاه دارن.
حالا حساب كنيد اين اتوبوس نقص فني هم در قسمت ترمز داشته و آقايون هم مطلع بودن! ميفهميد يعني چي؟ يعني جنايت! هرچند آقايون با وقاحت اعلام ميكنن كه كاروانهاي بيشتري آماده اعزام هستن. اونهم با وعده نمره و تعطيلي كلاس و تهديد كسر نمره انظباط و ... (خواهرزاده خودم رو با همين تهديدها فرستادن). آخه بي ملاحظگي تا كي؟ يه سر به آرشيو روزنامه ها بزنيد و ببينيد توي اين ده سال اخير چند مورد تصادف و واژگوني در اين كاروانها رخ داده و چند نفر كشته شدن. شهادت دانشجويان نخبه ... در حادثه ....  قاريان نوجوان قرآن كه با كاميون حمل احشام (شوخی نمیکنم این موردرو)..... به شهادت رسيدند... و الي آخر. دقيقا چه زماني قراره جون آدميزاد توي اين مملكت باارزش تلقي بشه؟ حدس ميزنم زماني كه براي عزيزان خودشون حادثه رخ بده.
پ ن1: فكر كنيد هرسال بچه هاي امريكايي رو جمع كنن با هواپيما ببرن فرانسه شهر نرماندي در ساحل اوماها (جايي كه هزاران سرباز آمريكايي هنگام ورود به خاك فرانسه اشغال شده كشته شدن) براي اردوي عمليات گاردن ماركت!
پ ن2: يادمه حدود سال 76 بود كه يه عده دختر مدرسه اي در جنوب شهر تهران رو برده بودن قايق سواري روي درياچه پارك بعثت (فرح آباد سابق در محله خزانه). بدون جليقه نجات با قايقهاي پيزوري و ناايمن و ماجرا نهايتا افتاد گردن قايق ران. يادم نميره اون صحنه اي كه دختركان بينوا رو در حاليكه مغنعه هاي سفت و سختشون پيچيده بود دور گردنشون مثل ماهي مرده از آب ميگرفتن. برگشتم سمت پدرم و با چشمان گريان گفتم: اين هم تفريح بچه هاي جنوب شهر. با جونشون تاوانش رو پس دادن. هرچند مسئولين وقت بلافاصله اقدامات عاجلي صورت داده و سريعاً اب درياچه رو خالي كردن تا حادثه تكرار نشه. گور باباي اكوسيستم. كيف كرديد از اينهمه مديريت و استعداد. نميدونم چطور تا حالا روس ها اينهمه نابغه رو ندزديدن!
پ ن3: مدارك ماشين رو گم كردم. كلا دچار حواس پرتي شدم. اصلا نميدونم كجا رفته از جيبم.

/ 14 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ویدا

هرگز تا کسی داغ عزیزی رو ندیده باشه ( خدا اون روز رو برای هیچکس نیاره) نمیتونه درد و عذاب باز ماندگانشون رو درک کنه . خودشون هم که بقول تو پرپر شدن . ما اصلا تو این مملکت آدم به حساب نمی آییم . فکر میکنی چرا من و تو و امثال ما داریم جون میکنیم تا از اینجا بریم !!!! خوب همه جارو بگرد شاید پیداشون کردی . فکر کنم این حواس پرتی اپیدمی شده .

مامان سارا

هر سال و هر سال این تجربه تلخ و جنایت تکرار میشه[دلشکسته]

کیت

سلام اقا جواد تازه اینو خبر ندارین که درست قبل ازین فاجه مدام چند تا از دخترا به راننده تذکر میدادن که شما سرعتتون زیاده و ما همراه پلیس هستیم اخر کار به اونجا میرسه که میگم ما اقا نخواستیم اصلا میخواهیم پیاده شیممممممممممم واقعا فاجعه اس اون مرتیکه احمق با این بچه ها کل انداخته بودن که ازین جماعت البته بعضی هاشونننننننن بعید هم نیس و دست اخر به فاصله چند دقیقه این اتفاق میافتهههه فک کن این حقایق هیچوقت در این مملکت لعنتی گفته نمیشههههههههه

آسی

نوجوان با هزار آرزو رو بی دلیل به کشتن میدن بعد میگن با شهدا محشور میشن واقعا اینا آدمن خدایا به داد مردم برس...

نیلو

واکنش معاون وزیر آموزش و پرورش کشور در نوع خود بی‌نظیره: بالاخره سانحه است دیگه، پیش میاد![خنثی]

نوعروس

نمیدونم که چی اصن این مسافرتارو میزارن؟ بیچاره ها تازه میخواستن مث یه گل شکفته شن آخی دوباره دلم گرفت[نگران][ناراحت] من تا حالا فکر میکردم دختری جواد جون[قهقهه][قهقهه][قهقهه]

جواد

سلام تا زمانی که آدمهای بی مسئولیت و بدرد نخور مسئولیت قبول میکنن وضعیت بهتر از این نمیشه خیلی هم جالبه که فرمانده سپاه به جای عذر خواهی و کم کردن ناراحتی خونواده های بازمانده حرفی بزنه میاد و میگه خوشا به سعادتشون که شهید شدن یعنی وقتی کسی برای تفریح داره میره بعد مرگش میشه شهید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ [گل][گل][گل]

یک دل شکسته

از آن دفتر که نام ما زدودند شما را صفحه ی دیگر گشودند از این پژمردگی ما را غمی نیست که گل را زندگانی جز دمی نیست.