رام کردن زن سرکش*

عده ای در خم.ینی شهر رفتن به یه باغ و یا تماشای باغبانان بدحجاب عنان از کف داده و خلاصه ترتیب همه رودادن. به همین راحتی. هنوز فکمون جمع نشده معلوم شد دوماه پیش هم رکورد زنی شده و یه گروهان آدم به یه نفر تجاوز کردن. احتمالا در کتاب گینس هم ثبت شده. بعد باز گفتن چهار نفر به یه خانم دکتر و.... . اینکه چرا این اخبار فجیع الان با هم درز میکنه و اینکه می خوان یه نفر رو که حسابی بده شده بی کفایت تر نشون بدن یا مردا رو ترغیب کنن که به همسر و دخترشون اجازه ندن که بیرون برن (سفر، استخر...) بماند. مردم خودشون میدونن که آمار این جرائم خیلی بیشتر از چیزیه که روزنامه ها منتشر میکنن.

من نه روانشناسم نه جامعه شناس ولی می خوام از منظر شخصی به قضیه نگاه کنم. چرا این جرائم بیشتر در مناطق محروم و روستایی اتفاق می افته؟ و چرا بین اقشار فرودست جامعه بیشتر مشاهده میشه؟ و چرا اساسا زنها قربانی این خشونت جنسی میشن؟

به عقیده من در جوامع کوچک مثل روستاها و شهرهای کوچک بعلت کوچک بودن بافت زندگی، آشنایی نسبی اکثر افراد با هم و وجود سنت ها و رسوم قدیمی، عملا امکان بسیاری از حرکتهای جوانگرایانه وجود ندارد. از قبیل دوست پسر یا دختر داشتن، بیرون رفتن، خلوت کردن. از سویی عوامل محرک ذهنی هم بی اعتنا به بافت موجود به تمام نقاط کشور نفوذ میکند. یعنی اگر شما تقاضای دوست دختر داشته باشید، عملا در شهرهای کوچک بعلت مسائل حیثیتی بسیار سخت امکان پذیر است. حتی پدیده هایی مثل روسپ-یگری در شهرهای کوچک به نسبت شهرهای بزرگ مثل تهران بسیار نکوهیده و منفور می باشد و اون عده که در این صنف مشغولند بسیار تابلو دار می باشند.حال اگر کسی تجربیات تلخی هم از زندگی خانوادگی داشته باشد و یا خیلی آدم صالحی هم نباشد و یا عقده های جنسی داشته باشد، کافیست تا در یک موقعیت نامناسب قرار گیرد. آنوقت میشود آنچه شد.

حقیقت این است که زندگی در شهرهای کوچک و حتی بزرگ خارج از مرکز چندان هم رسم خوشایندی نیست. نه تفریح و سرگرمی مناسبی، نه رویداد فرهنگی هنری، نه چندان رویداد ورزشی، نه موقعیت شغلی خاصی بویژه برای دختران... این است که سرخوردگی نزد نسل جوان بویژه نسل تحصیلکرده که افق های تازه ای را هم در زندگی شناخته اند عملا زندگی را سخت و غیرقابل تحمل میکند.

در جامعه مردسالاری که می کوشد از هر ابزاری برای سر-کوب زنان و حذف مطالبات آنها استفاده کند تجاوز به ع-نف به مثابه اهرم فشار مردانگی، شدیدترین و توهین آمیزترین جلوه این پدیده است. مخصوصا در جامعه ای که ملاحظات اخلاقی شدیدی در رابطه با مسائل جنسی دارد. وقتی این وضعیت حادتر میشود که بدانیم مجازات این جرم اعدام می باشد. یعنی از جوامع غربی هم شدیدتر. پس چه میشود که عده ای به استقبال مرگ میروند. (در یکی از پستهای قبلی راجع به عبور جامعه از خطوط قرمز اخلاقی نوشته بودم)

میشل فوکو فیلسوف نامدار فرانسوی در کتاب مراقبت و تنبیه(تولد زندان) می گوید میزان بازدارندگی مجازات ارتباطی به شدت و خشونت مجازات ندارد بلکه به میزان مصمم بودن و اراده سیستم در اجرای مجازات دارد. یعنی اینکه همه بدانند به هیچ عنوان از زیر بار مجازات نمی توانند فرار کنند، حال هرکه می خواهد باشد.

مضحک تر اینجاست که هرجا زنان بیشتر نقش ناموس را برعهده دارند، این فجایع بیشتر رخ میدهد. عده ای برای عرضه مردانگی و میزان تستسترون به ناموسی تجاوز میکنند. عده ای دردمندانه از شدت خجلت و شرمساری به زندگی آن ناموس پایان میدهند تا ننگ را از پیشانی خود پاک کنند و سربلند شوند. عده ای از عشق ناموس هنوز نه به دار و نه به بار  اسید پاشی میکنند. عده ای در این میان بی ناموس به حساب می آیند، عده ای ناموس پرست می شوند عده ای .... خلاصه بلبشویی ست برای خودش.

 

*نام نمایشنامه ای از شکسپیر و فیلمی به همین نام ساخته فرانکو زفیرلی.

/ 25 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تانی

درود ... جالب نوشتی مثل همیشه ... و می بینم که خانوما رو هم به جنگ و جدل کشوندی تو بخش نظرات [چشمک] ...اونچه که در طول تاریخ بر مردمان این سرزمین رفته _ چه بر زنان و چه بر مردان _ و اینکه به اینجا رسیده، هنوز هيچ كس تحليل درستي نتونسته بده و بگه كه مثلن فلان عاملي دليلش بوده ... يعني بالاخره توافقي سرش نيست ... ما هم قطعا نميتونيم به نتيجه ي مشخصي برسيم... مجموعه عوامل فرهنگي اجتماعي تاريخي سياسي با هم بودن ... اما اين چيزي كه اين اواخر داره رخ ميده ... مثل فاجعه ي خميني شهر...حمله به استخر هاي زنانه ... و اين نوع برخورد در سطح جامعه ... تحليلش فقط كمي شمّ سياسي ميخواد و بس ... يعني ايجاد بحران و عدم امنيت ... و ادامه ي سيطره س ي اس ي و اقتصادي .....

افشین

سلام باشما موافقم.متاسفم به خاطر آمار بالای حوادث اینچنینی تو کشورمون.و خود همین قضیه یکی از دلایل اصلی مهاجرت خیلی از هموطنامون هست.

شب گلک

متاسفانه همین جوره که نوشتی...متاسفانه و البته فرهنگ سازیش هم کار زمان بریه که به عمر من یکی قد نمی ده

نگاه

خونه جدید مبارک گمونم شما کلا توی قلم و دوات و کاغذ و این چیزا سیر می کنی !!نه؟؟[نیشخند]

تانی

لباس نو به تن وبلاگ چه برازنده و زیباست..... مبارکــــــــــــه

باران شاپرک

به به جه وبلاگ قشنگی ! من که خیلی خوشم امد چون قالب این وبلاگ به نوشته های تو میخوره ... قلم و دوات !!! خلاصه که باران دوستش میداره ... [نیشخند]

بهار من

سلام دوست خوبم تا بحال چیزی راجب راه اتصال به کهکشان بی انتهای معبود شنیدی ؟؟؟ [رویا]دوست داری در موردش بدونی پس حتما یه سر به این پستم بزن .::. ذکر ایام هفته .::. التـــــــــماس دعــــــــــــــــا [گل]

شاداب

همیشه وقتی اتفاقاتی از این دست رو توی جمع البته دخترا مطرح می کردم بیشتر دخترایی که راحت بودن می گفتن نگو زشته ،یه جورایی دعوام می کردن و من می گفتم مگه من کار بدی کردم که نگم، مردم حتی روشون نمی شد بشنون یا برا هم تعریف کنن،حالا ببین چی شده سالها از اون روزا گذشته و... نمی دونم ،خلاصه ، بهتره فقط بگم ،کسایی که مصوب این بی فرهنگیین...دقیقا زدن به هدف. ممنونم از مطلبتون

ماریا

سلام والا چی بگم؟ [افسوس][افسوس]

نیلو

[متفکر] خداییش هر چی بیشتر میخونم بیشتر مطمئن میشم شما شباهت افکاری زیادی با مادر من دارید بیشتر حرفهاتونو من از دهن ایشون شنیدن شاید بخاطر همین باشه اینقدر با نوشته هاتون ارتباط برقرار میکنم