قهر طبیعت

- حوصله نوشتن ندارم. دلیلش رو هم خیلی هاتون میدونین. این بلاتکلیفی مسخره و وضعیت مضحک اقتصادی کشور از جمله اون دلایل هست. هرچند فعلا دارم در مقام صبر آبدیده میشم حالا یا لعل میشم یا پاره آجر!بیخیال. یه چی بگم فقط نزنیدها. با اجازتون فردا دارم میرم ترکیه اسکی. همون شهر همون پیست و تعدادی از همون آدمها و آدمهای جدید. هزینه اش خیلی زیاد نمیشه. راستش با توجه به وضع فعلی که ارزش دارایی های شما هرچندماه داره نصف میشه و اگه خودتون رو بکشید هم کل پس انداز ماهانه تون بزور صددلار میشه پس لزومی نداره بجای لذت بردن از زندگی تون وقتتون رو صرف حرص خوردن کنید. 
- یاد یه خاطره نه چندان قدیمی افتادم. گفتم باهاتون به اشتراک بذارم. نمیدونم تاحالا قهر طبیعت رو دیدید یا نه. مهم نیست کجا. وقتی طبیعت زیبا و آروم اون روی ترسناکش رو نشون میده و همینطور ذره ای از قدرت خدا. اگه خدای نکرده در دل این خوادث باشید میبینید که چقدر انسان کوچک، ضعیف و شکننده است. اونقدر شکننده که تعجب میکنیم تاحالا داشتیم به چی مینازیدیم؟ در اون لحظات نگاه همه معمولا رو به بالاست تا شاید یه قدرتی که اون بالاهاست دستمون رو بگیره و نجاتمون بده. توفان شن، دریایی، گردباد، سونامی، زلزله، اتش سوزی، بهمن..... . 2-3 سال پیش بود که یه روزی گمونم اسفندماه بود. یکی از بچه های گروهی که با هم تمرین میکردیم گیر داد اقا پاشو وسط هفته بریم شمشک. که خلوت تره و باحاله و کلی تمرین میکنیم و فلان حرکت رو یادم بده و .. من هم که وسوسه شده بودم ( میبینید همیشه پای یه زن درمیونه؟نیشخند) موافقت کردم. قبلش دیدم که هوا یکم برفی هست ولی خوب بنظر خیلی بد نمیرسید. در ضمن بهتون بگم از جاده لشکرک تا خود شمشک شما تقریبا سه نوع تغییر هوا دارید. یعنی ممکنه تهران نیمه ابری یا آفتابی باشه. اوشان بارون بیاد. فشم برف بیاد و خود پیست کولاک یا تگرگ باشه. پس همیشه در این مناطق کوهستانی مجهز باشید حتی تابستون. 
صبح که راه افتادیم هوا بتدریج مه آلود و ابری و فوق العاده زیبا شد. بعد بتدریج باران و وقتی به نزدیکای پیست رسیدم برفی بود. عده ای که آمده بودن و وارد بودن داشتن سروته میکردن برگردن. بعلت باد شدید تله سیژ بسته شد در حالیکه عده ای روی قله گیر افتاده بودن. کمی همون پایین تمرین کردیم ولی وقتی دیدم هوا داره بدتر میشه ترجیح دادیم بزنیم به چاک. ولی دیگه خیلی دیر شده بود. متاسفانه زنجیر چرخ هم نداشتم. تگرگ شدید شروع به بارش کرد و زمین مثل شیشه لیز شد. روی تگرگ هم با بارش شدید برف پوشیده شد. با اینکه گریدر دوبار جاده رو مثلا پاک کرد اما فایده ای نداشت و بد لیزبازاری بود.تنها چیزی که کم داشتیم بهمن بود! که اونهم اومد و تعدادی ویلا و خودرو رفت زیر برف. تنها دو گزینه داشتیم حرکت به سمت پایین یا اقامت در هتل تا بهتر شدن هوا و باز شدن راه ولی مشکل دقیقا اون آدمی بود که همراهم بود و بخاطر اون خانم نمیشد رفت تو هتل موند. 
باد چرخهای عقب رو کم کردم تا ماشین کمی پایین بیاد و راه افتادم. هنوز دو کیلومتر دور نشده بودم که ماشین در برف کنار جاده فرو رفت. حتی چهارتا افغانی هم نتونستن درش بیارن. بتدریج ارتفاع برف به رکاب ماشین رسیده بود و احتمال داشت تا نیم ساعت دیگه در ماشین هم از نشه و توی ماشین گیر بیوفتیم. عینک محافظ رو زدم و رفتم بیرون. ذرات یخ مثل سوزن از لای درز یقه کاپشن و عینک تو صورت فرو میرفت. برف تا زانو میرسید. کمی دورتر کافه رستورانی دیده میشد. بناچار ماشین رو رها کردم و رفتیم اونجا. کافه کاملا خلوت بود و تنها مشتریهاش ما بودیم و هوهوی کولاک. قهوه ای زدیم تا هوا شاید باز بشه. در حالی که سعی میکردم مثبت باشم به مالک کافه گفتم بنظرتون هوا باز میشه دیگه آره؟ جواب: سی ساله همچین چیزی ندیدم! قیافه ام شبیه مورچه خواری بود که اتوبوس جهانگردی از روش رد شده. آخه حتماً امروز؟ حالا من دارم از نگرانی که چه باید کرد و این خانم هم امانت پیش منه خودم رو میخورم اونوقت خانم محترم با یه لبخند بزرگ با شور و شوق و ذوق زدگی بیرون رو نگاه میکنه و میگه وای چقدر باحال و هیجان انگیزه! یوهوو! مرسی! باد گاهی از راست میوزید و گاهی از چپ و گاهی همزمان ازدوطرف.دید مفید در حد 5-6 متر بود و آسمون طوری گرفته و کبود بود که انگار هزارساله آفتاب به خودش ندیده. حتی خودروهای دودیفرانسیل، با زنجیرو ... هم در برف فرو میرفتن. کنار جاده ایستادیم تا کسی سوارمون کنه. یه پیکان با راننده پرادعاش سوارمون کرد ولی بیست متر جلوتر رفت تو باقالی ها. بعد یه 206 که یه دختر پسر توش بودن سوارمون کردن. دمش گرم با اینکه زنجیر چرخ نداشت آهسته و پیوسته رفت واسه خودش. نزدیک گردنه یخ نوردی یه ماشین گاردریل ها رو شکسته بود و رفته بود تو دره. پسره اول رفت لواسون دختره رو رسوند بعد هم ما رو برد تا تهرانپارس. از اونجا هم یه ماشین دربست گرفتم تا خونه. هوای تهران نیمه آفتابی بود و مردم ما رو جوری نگاه میکردن انگار دارن دوتا فضانورد میبینن. 
قسمت جالبش این بودکه کلید خونه تو ماشین جا مونده بود و فرداش هم ماموریت باید میرفتم اصفهان. خلاصه ماشین دو شب در کوهستان موند و خودم دو روز بعد در یه آفتاب دل انگیز رفتم و بعد از نیم ساعت حفاری کشیدمش بیرون. همون شب باز بهمن اومده بود و چندتا خونه رفته بود زیر بهمن. خلاصه این بود انشای بنده راجع به قهر طبیعت. ببخشید طولانی شد. فعلا برم وسایل رو جمع کنم. اعصاب مصاب هم ندارما.
/ 24 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کیت

واه واه واه خوبه ارید میرید تفریح میگید اعصاب ندارم پس ما چی بگیممممممممممممممم[عصبانی] اما حسابی خوش بگذره بهتون بجای ماهم شاد باشید[زبان]

اشرف

سلام جواد جان. من تازه اینترنت دار شدم و خیلی وقت بود نوشته هاتو نخونده بودم. این آخرین مطلب حسابی بهم چسبید. این کولاک برف رو من هم وقتی بچه بودم تجربه کردم. بابای من هم اون موقع ها بیگدار به آب می زد و هیچوقت خدا زنجیر چرخ همراهش نبود. خدا به همراهت دوست من. امیدوارم خیلی بهت خوش بگذره . هرچند من اسکی بلد نیستم اما جای منو هم خالی کن. انشااله در فرصتی دیگر در جایی بهتر از اینجا شاید مجبور شدی به من هم فوت و فن اسکی کردن را یاد بدی. شاد باشی

آسی

کوچه بر گشتی ؟خوش گذشت؟از طبیعت عکس بزار برامون از پیست هم ولی نه مثل پارسال 2/3 تا دونه شاید باعث شه منم یه همتی کنم برم اسکی

asal

جیغ؟!؟[منتظر]

R2W

اولین دوره انتخاب بهترین داستان داستان دو هفته اخیر برگزار شد. <<شبی که ماه گم شد (زهره زنگنه یوسف آبادی)>> چهار شنبه ها هر دو هفته یک بار ، به روز می شویم. "دو هفته اخیر" مرجعی برای خواندن بهترین داستان های فضای مجازی همراه با نقد های حرفه ای ...

Asal

منتظر سفرنامه + يه عالمه عكس عستيم!!! فقط خواستم در جريان باشيد.

جرم شناس الناز

کوچهههههههه ( با فتح روی ه و کولی وارانه خونده بشه) چرا آپ نمی کنی[عصبانی]

نسرین

ایشالله خوش گذشته براتون [گل]

تانی

ما که توی سرتاسر این زمستون برف ندیدیم . فقط فیلم دیدیم !! بازم خوبه تو رفتی و زمستون رو هم تجربه کردی ضمنا شانس یاری کرد باهات که سوارت کردن .. اینا رو دست کم نگیر و هی نگو بدشانسم و ایناااا[چشمک]

ASAL

ای بابا! هیچ معلوم هست کجایی برادر؟ بیا دو خط بگو به سلامت برگشتی یا داره هنوز بهتون خوش میگذره از بیخبری در بیایم. سفرنامه هم نخواستیم![زبان]