فصل برفی

 

- از پهلو به پهلو میچرخم. یه طرفم انگار یخ زده. باید یا جای خوابم رو عوض کنم یا یه فکری به حال پنجره بکنم. برخلاف چیزی که شنیده بودم خیلی هم آپارتمانها گرم نیست. حداقل برای ما سرما ندیده ها. هنوز هم گاهی که از خواب پامیشم تا یکی دو دقیقه گیج و سردرگم هستم. روزهای اول بیشتر بود اما الان فقط شده گاه به گاه. گاهی باید چند ثانیه بگذره تا بفهمم دقیقا کجا هستم. هنوزم گاهی کریدور طبقه رو با کریدور هتل اشتباه میگیرم. چند شب پیش اونقدر برف اومد که تقریبا همه چیز زیر برف دفن شد. بین خیابون و پیاده رو تفاوتی دیده نمیشد. فقط مسیرهایی رو توی پیاده رو و خیابون مثل کانال باز کرده بودند که بشه رد شد. هوای سرد رو اگه از دهان داخل ریه بدید به سرفه میوفتید. پس از بینی نفس بکشید. الان دوروزه که یه جور انگار سرماخوردم. کمی تب دارم و بیحالی. فعلا هم به خود درمانی مشغول هستم. با خودم از ایران پونه آوردم که دم میکنم. صبح هم لیمو و آب داغ میخورم. این قرص های کولد استاپ هم خیلی مزخرفه وقتی میخوری تا سه ساعت نشا ای. دیروز رفتم از دلاراما مشمع گرفتم و تمام سطح پنجره ها رو دست تنها یا هر مصیبتی بود پوشوندم. خیلی بهتر شد. حالا سرمای پنجره ها منتقل نمیشه داخل.

- هفته قبل رفتم سینما و فیلم Gravity رو بصورت سه بعدی با عینک مخصوص دیدم. فوق العاده بود. بعضی جاهاش مثل شعر بود اونقدر لطیف میشد. تماشاش رو به همتون توصیه میکنم. این مجتمع که رفتم 18 تا سالن داشت! باور نکردنیه. برای ژانویه هم تبلیغ چندتا فیلم خیلی خوب میکنن. باید حتما چندتاش رو برم.

- چند شب پیش اولین کنسرت خارجی زندگیم رو دیدم. البته منظورم کنسرت درست حسابیه ها نه کنسرت شهرام صولتی تو دبی! کنسرت Rod Stewart در سالن بل بود. فوق العاده بود. البته یه ساعتی دیر اومد و یه گروه کانتری یه ساعت سرمون رو خوردن تا بیاد. ولی وقتی اومد همه سالن چندهزار نفری رو به آتیش کشید. سر پیری چنان با انرژی و عالی اجرا میکرد که حد نداشت. ژانویه هم بلیط گرفتم برای کنسرت لارا فابیان! جای همتون خالی. اینها کسایی هستن که بنظر من تا زنده هستن و فرصت هست باید اجرای زنده شون رو تماشا کرد. چون واقعا تجربه های تکرار ناپذیر هستن. 

- چیزی به کریسمس و سال نو نمونده و از دوهفته پیش تقریبا همه شهر داره رنگ و بوی کریسمس میگیره. درخت کریسمس و تزئینات قشنگش همه جا هست. هر فروشگاه یا مرکز تجاری که میری از بلندگوهاش آهنگ جینگل برد و امثال اون داره پخش میشه. و تقریبا همه فروشگاهها به همین مناسبت تخفیفات متعددی میدن که بعضی هاش خوبه. در بعضی مراکز بزرگ مثل place des jardins محل هایی برای بازی بچه ها تدارک دیدن که یه عده هم هستن که بچه ها رو سرگرم میکنن. لباسای دلقکی میپوشن و چنان انرژی صرف کارشون میکنن که عجیب بنظر میاد. یه قصر پاپا نوئل هم درست کردن که چند ساعتی در روز ایشون بهمراه blue ferry تشریف میارن اونجا و با بچه ها عکس میندازن. البته اگه با دوربین اونها باشه باید قبلش یه هشت دلار ناقابل بپردازید! 

- شبها هم بویژه شبهای آخر هفته در بعضی مناطق مثل مونت رویال مراسم جشن غذا و نوشیدنی برگزار میشه و شنبه شبها هم آتیش بازی راه میندازن. یه زمین پاتیناژ هم داره که میتونید مجانی اونجا پاتیناژ کنید.

- کلا اگه بخواهید در این شهر وارد زندگی اجتماعی بشید یا به اصطلاح s'intégrer بشید خیلی کارها میتونید بکنید. بشرطی که اهلش باشید و دنبالش. مثلا گروههای اینترنتی متعددی هست که به فعالیتهای مختلفی مشغول هستن و هر هفته حتی قرار میذارن و با هم وقت میگذرونن. عضویت هم معمولا مجانی هستش. مثلا گروههای گفتگو به زبان فرانسه یا انگلیسی ... یا کلوپ فیلم که با قیمت ارزون میرن فیلم میبینن و یاگاهی هم حتی مجانی! گروههای طبیعت گردی که باهم میرن اردوی طبیعت گردی و هزارتا چیز دیگه. اینجا یه جایی هست حتی که روزهای یکشنبه شب رقص سالسا مجانی یاد میدن. 

- پریشب اولین قرمه سبزی کانادایی ام رو هم پختم. با اینکه سبزی خشک استفاده کردم ولی خیلی عالی بود. یه چیز درست و حسابی شد ها. 

- یه چیز بامزه هم تعریف کنم حوصله تون سر نره. در مورد دخترای کبکی هم تاحدودی متوجه شدم باید چیکار کنید. باید همچین یه خرده اول توجه و اشتیاق نشون بدید و بعد سر حرف رو باز کنید. اگه راه داد که به یه چیزی دعوت کنید مثلا یه قهوه. اگه هم راه نداد که بیخود خودتون رو خسته و ضایع نکنید. برید پی کارتونخنده  آقا چند وقت پیش تو اتوبوس خط 51 یه فرشته ای رو دیدم بسیار جالب. یه تیپ old fassion بامزه. موهای موجدار بلوند و بلند. بلند که میگم یعنی تا پایین کمرش میرسید ها. از اینها که فرق باز میکنن و میریزن به اطراف. مثل این بازیگرای فیلمهای تاریخی. دماغ کوچولو و چندتا هم کک مک بامزه روی گونه هاش. خلاصه ما نشسته و اوشون ایستاده. صندلی بغلیم که خالی شد (تاشو بود) بازش کردم براش. اونهم نشست و یه thank you گفت که دل هرچی مومن بود لرزید. خلاصه ما هرچی خواستیم بگیم چه موهای قشنگی داری رومون نشد که نشد. زیادی خارجی شده بودم. گفتم یهو بهش برمیخوره. یه مقداری از موهاش هم ریخته بود روی پالتوی من ولی کی جرات داشت اعتراض کنه چشمک. خلاصه چند ایستگاه بعد پا شد پیاده شه و یه لبخند خیلی دلنواز هم زد و پیاده شد. بعله. این بود قصه ما. 

دوستان عزیز اگه در مورد مطلب خاصی علاقمند هستید چیزی بنویسم خودتون پیشنهاد بدید. عجالتا شاید یه پستی راجع به مسائل درس و دانشگاه و اینها نوشتم بعدا. 

/ 21 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آسی

سلام کوچه چطوری همه چیز خوبه ای بابا یعنی خونه ها اینقدر سردن؟راستی برای جلوگیری از سرما خوردن فقط عسل و با اب ولرم و ابلیمو قاطی کن و بنوش با آب جوش خاصیت عسل از بین میره مامانم گفته [مغرور]بدنت ایمن میشه در مورد دختر کبکی هم زشته یکم صبور باش هی دخترا رو نگاه نکن [نیشخند]در ضمن تو رو خدا راجع به کالج و دانشگاه پست بنویس لطفا اگه دوست داشتی و یکم در مورد زبان.راستی کوچه مدارک رو باید دوباره ترجمه کنیم ؟آخه من تمام ترجمه های زمان مصاحبه رو به فرانسه دارم.

كتايون

سلام خوبي برادر جان؟ يك سوالي توي ذهنمه: صادقانه، از اينكه رفتي راضي هستي يا ناراضي؟ منظورم اينه كه خيلي دغدغه ميشه تو ذهن آدم، نگراني از ايني كه كساني كه رفتن از كاري كه كردن پشيمون نشده باشن ...

آماندا

شب یلدات بخیر [لبخند]

ژاله

سلام داداش جواد عزيز بأيد برات بلوزپشمي ببافم،فكر كتم حسابي سرده سليقت عاليه انشأ الله قسمته بشه ما هم ببينيمتون و ذوق كنيم مواظب خودم باش برات بهترينها رو آرزو دارم

احسان

سلام جواد عزیز 1-میتونی نظرتو راجع به سیستم تامین اجتماعی و بیکاری اونجا بگی. اونجا هم مثل امریکا homeless دیده میشه یا وضع بهتره؟ امیدوارم فرصت بشه و شهرهای دیگه رو هم ببینی و نظرتو بصورت جنرال بگی 2-قرمه سبزی واسه سرماخوردگی بده برادر سبزیش سرخ کردس 3-کریسمس مبارک موسیو شاد باشی

nassim

yalda ke gozasht va man naresidam tabrik begam vali omidvaram har rozetoon mesle yalda shirin bashe !!!!! rastii upam

آسی

سلام کوچه جان خوبی؟ تورنتو خوش میگذره؟حالا هی برو بیرون با باران منم نبرید من که میرسم اونجا خلاصه[چشمک]