راستش این چند وقت اخیر اتفاقات عجیب و غریب و تلخ و شیرینی تو دنیا رخ داده که یه کمی آدم رو گیج میکنه. البته داخل وطن عزیز هم میدونید چه خبره و بنا به مصالحی قادر به باز کردنش نیستم فقط میتونم بگم که این وسط، خانوم های بیچاره وجه المصالحه شدن.

سیندرلا خوشبخت می شود. هفته قبل بالاخره همه یاری کردن تا دست کاترین زیبا رو در دست پرنس ویلیام خجالتی بذاریم و این دوتا جوون رو بفرستیم خونه بخت.اونهم با یاد و خاطره دایانای مرحوم. قسمت مضحک ماجرا که اغلب پنهان موند این بود که آخه به مردم دنیا چه ربطی داره که دونفر می خوان ازدواج کنن. منتها به مدد قدرت بی نظیر رسانه و تبلیغات، طی چند هفته اخیر طوری به همه دنیا القاء شد که اگه مراسمی بطور زنده از چندین کانال مشهور تلویزیونی پخش شد معنیش اینه که بسیار مسئله با اهمیتیه و اگه از دستش بدین خلاصه خسرالدنیا و الآخره.در اینکه اون دو تا جوون خیلی نازنین بودن حرفی نیست ولی راستی چرا مراسم ازدواج پرنس های هلند و سوئد و برونئی و .... بصورت زنده پخش نمیشه. مگه بریتانیا در ٢٠٠ سال اخیر چه گلی به سر دنیا زده. جالبتر اینکه یه هفته اس دارن راجع به دفعات و نحوه بوسیدن ویلیام و کیت قلم فرسایی میکنن. حالا بماند که همین دایانای مرحوم رو چجوری سر به نیست کردن. ولی خودمونیم سه تا خانوم خیلی جذاب چشمکتو جمعیت بودن که نه تنها بنده بلکه دوربینهای تلویزیونی هم از خیرشون نمی گذشتن. اگه کسی آماری از ایشون داره به بنده خبر بده بلکه ما هم یه همچین مراسمی بگیریم و از پرس تی وی و شبکه خبر پخش زنده بشه نیشخند.

پایان عصر بن لادن. هنوز لباس مراسم عروسی رو از تنمون در نیاورده بودیم که شتلق! بچه های یو اس زدن بن لادن رو شکار کردن.جالبه که تداخل اخبار و حوادث بعضی وقتها معنی دار بنظر میرسه. ظاهرا دیگه با وجود بلبشوی غریبی که توی خاورمیانه اتفاق افتاده بچه ها فرصت رو مناسب تشخیص دادن و گفتن تا بروبکس القاعده حواسشون به مراسم عروسی هستش بزنیم پسر لادن خانم رو کله پا کنیم. جالبه آمریکایی ها هنگام غرق کردن جسدش توی دریا نماز میت هم برای اسامه خوندن!‌ حالا باز بگید این آمریکایی ها بی احساسن.

فرنچ السلطنه. هفته قبل پشت میز کارم بودم که یهو یکی از روسا دستپاچه اومد سراغم که مهندس شما فرانسه بلدی؟ قیافه من اول اینطوری شدتعجب فهمیدم که یه هیات بازدیدکننده از کشور مالی اومدن برای خرید و اینها که انگلیسی بلد نیستن و فرانسه حرف میزنن و هیشکی هم تو شرکت فرانسه بلد نیست. خلاصه بنده رو بردن سالن کنفرانس مدیریت عامل و نشوندن جلوی شش تا زن سیاهپوست در کنار معاون محترم که فکش خوابیده بود. جونم واستون بگه یه ٢ساعتی نقش دیلماج و تورلیدر رو براشون بازی کردم (با اون لهجه های عجیبشون)نیشخند.

حیات وحش در خانه من. اساسا توی این چندساله من توی خونه با حشرات و جانداران در زندگی مسالمت آمیزی بسر می بردم. آپارتمان قبلی که قمری پشت پنجره لانه کرده بود، و گاهی هم سر و کله سوسک و خفاش پیدا میشد. توی این آپارتمان هم که فعلا پر از مورچه است. اخیرا هم توی اتاق خواب بچه عنکبوت میبینم. البته دیروز مادرشون توی لیوان مسواک گیرافتاده بود که گرفتمش و از خونه اخراجش کردم. دیروز عصر هم خواب دیدم دارم به یه اردکی که بالش شکسته کمک میکنم. کسی تعبیرشو میدونه؟!


پ.ن: یه مطلب کلا راجع به خانمها نوشتم که بعدا آپ میکنم.