همه چیز از توی غار شروع شد.
وقتی که چراغ قوه هارو خاموش کردیم و در ظلمات محض و سکوت نشستیم. تاریکی مطلق و سکوت. این موقع بود که فکرت اومد تو ذهنم. اولین چیزی که فکر کردم این بود: خدایا کجایی؟!
این نزدیکایی یا دورِ دور. داری منو نگاه میکنی یا نه؟ اصلا حواست بهم هست یا ... ؟ بعضی ها میگن خیلی وقته که ما رو فراموش کردی. بقول Eloy آیا ما ذراتی هستیم که تو اقیانوس شناورو گمشده ایم و هر لحظه به سویی کشیده میشیم؟ در اینصورت والتر بنیامین هم نمیتونه نشونه ای به رهایی پیدا کنه. پس چرا هیچ وقت درست و حسابی بهم حالی نمیکنی مواظبم هستی. البته منم گاهی هوش و حواس درستی ندارم.
راستش دلم پره. گمونم خیلی هم پره. اصلا سی و سه ساله پره. از همون موقع که پیچیدنم تو قنداق و دستامو بستن. و من هم ناچار به همه اخم کردم. دلم می خواد سرمو بگیری تو بغلت و بقول بابای جک شپرد (لاست) بهم بگی it's ok now! و منم زار زار گریه کنم. اینقدر که شونه هات خیس بشه. تو هم دست بکشی روی موهای کم پشتم و اروم تو گوشم بگی let it go ,و یه باره همه چیزای بد از ذهنم پاک بشه. همه خاطرات بد. همه بدیهایی که کردم. راستش به خیلی ها بد کردم. دل بعضی ها رو شکستم، آخه من که ظریفکاری بلد نیستم! خوب دل خودمم یه چینی بند زده ست خودت که می دونی.
خیلی دوس دارم بدونم تنهایی تو چه شکلیه. یعنی فقط خودتی و خودت. خیلی باحاله و حیرت انگیز. راستی اون بالا چه خبره؟ چه جوریه؟ اونایی که اون بالان اصلا میدونن غروب آفتاب چه رنگیه! اون هم کنار دریا. اون بالا که دریا نیست. ها شایدم باشه. اگه باشه فکر کنم همگی دم غروبی خوش خوشک میرن واسه تماشا.
ولی یادت باشه وقتی خواستی منم ببری اون بالا بسپار خیلی آروم این کارو بکنن آخه من ترس از ارتفاع دارم.
شرط می بندم تا حالا کسی اینطوری در کمال پررویی باهات درددل نکرده بود. خوب، آدما نسبت به ناشناخته هاشون کمی کنجکاو و عجیب برخورد میکنن.
الان دیگه روی زمین، حداقل نصفش، آخر شبه. اسمون پرده ای از تاریکی روی مردم کشیده. بیشتر مردم خوابن. منم دارم میرم بخوابم. امیدوارم روانداز رو که میکشم روم و بهت شب بخیر میگم یه نگاهی بهم بندازی و تا صبح که بیهوشم هوامو داشته باشی و صب هم یه روز عالی برام هدیه کنی "بیست و چهار ساعت تمام، فرصتی کافی تا از آن روزی بزرگ بسازم" من فعلا رفتم شب بخیر.
پ ن: از همه دوستانی که در این مدت بعلت مشکلات فنی قادر به مشاهده صفحه این حقیر نبودند عذرخواهی میکنم و خوشبختانه مشکل برطرف شده و در انتظار شما عزیزان هستم.
