سال 89 هم بالاخره رسید و سال 88 رو با همه زجرها،مصائب و بالا و پایین ها کنار زد. و نوروز هم با همه روزهای کسل بار و خواب آلودش رو به پایانه. برای من همیشه همه خوشیها در روزهای پایانی سال بوده و درمقابل روزهای آغازین سال نو، سرشار از گیجی و سردرگمی. وقتی به سال قبل نگاه میکنم رویدادها و وقایع عجیب و بعضا تلخی رو می بینم که حتی میشه بعدها برای بچه هام! هم تعریف کنم (کدوم بچه؟) که آره عزیزم این برگ از تاریخ رو که داری میخونی من خودم داخلش بودم و .... از این حرفها. یادم نمیره که چه بلایی سرمون آوردن و چجوری خون به دلمون کردن، چجوری به قول دانا رو اعصابمون پاتیناژ کردن.

باری. تجربیاتی که اندوختم بیشتر از این دست بود که براتون میگم البته همش دیدگاه شخصیه و شامل نقص بشری، و حتی معلوم نیست تا چندوقت دیگه باز تغییر نکنه:

-         نظر کسی رو در مورد خود با حرف نمیشه عوض کرد، بنابراین زیاد برای اینکار خودتون رو به دردسر نندازید.

-         وقتی برای کاری تصمیم گرفتم و از نظر خودم باارزشه لزومی نداره به کسی دراین مورد توضیح بدم یا حتی دروغ بگم. دیگران می تونند هرجور دوست دارن فکر کنن. (این چیزیه که به پدر و مادرهای عزیز قدیمی مون نمیشه ثابت کرد، و بیچاره ها برای توجیه کارهای عجیب و غریب ما بچه ها برای مردم! باید دست به انواع و اقسام فنون و حیل بشن)

-         اطرافیان (مخصوصا همکاران) زیاد حرف میزنند و مدام درحال قضاوت شما و رفتار و تصمیمات شما هستند (ما ایرانیها همگی کارشناس ارشد قضاوت هستیم). یادتان باشد اکثر آنها (بجز موارد نادر استثنایی) به چیزی که میگویند خودشان هم اعتقاد ندارند و این حرفها یا برای لال از دنیا نرفتن است یا برای پاسخ به سوالات شخصی خودشان، که شما هرگز به آنها پی نخواهید برد.

-         احتمالا افراد زیادی را در اطراف خود دیده اید که به محض اطلاع از فعالیتهای غیرروزمره شما (نظیر آموزش، تحصیل، ورزش، مطالعه ....) مدام با عباراتی نظیر چه حالی داری تو! ول کن بابا! و غیره سعی در منصرف کردن یا مضحک جلوه دادن شما دارند. به این افراد به چشم اشیاء سخنگو نگاه کنید و ابداً سعی در اقناع آنها نداشته باشید. چون تنها راه اقناع آنها این است که خود را تا سطح ایشان پایین بیاورید و به آنها اطمینان بدهید که هیچ کاری خارج از زندگی روزمره انجام نمی دهید.

-         متاسفانه پدیده های فوق الذکر در مورد اکثر جماعت عزیز هموطن صادق است.

-         مهربان بودن و دلسوز بودن خیلی نعمت بزرگی است. ولی فهمیده ام که خیلی ها ارزشش رو درک نمیکنند و شما رو ممکن است هالو، گاگول،.... فرض کنند بنابراین در خرج کردن مهربانیم دقت و خست بیشتری میکنم.


پ ن: چند ساله که اول هرسال یک لیست از برنامه ها و کارهای مهمی که می خوام انجام بدم تهیه میکنم. و همون لیست رو آخر سال نگاه میکنم تا درصد تحقق اون رو بسنجم و برای سال بعد همین کار رو تکرار کنم. البته این لیست منعطفه و در بعضی موارد بسته به شرایط قابلیت تغییر استراتژی رو داره. لیست 88 رو که نگاه کردم، بدک نبود علیرغم تنبلی و شرایط جنگی منطقه! کارهای خوبی توش بود. بنابراین با کمال بی جنبگی برای 89 لیست بالا بلندتری آماده کردم. توصیه میکنم شما هم امتحان کنید ضرری نداره.