مرد تنهاست

آنگاه که در سحرگاه گرگ و میش پنجه در پنجه کار می نهد

وقتی در تلاش معیشت است

زن تنهاست

وقتی در کشاکش درد چشمانش سیاهی می رود

وقتی بار زندگی بدوش میکشد

وقت هراس از واپس زدگی

انسان تنهاست

گاه گفتن از درد، گاه مواجهه با هراس و بیم

مواجهه با خانه آخر ، در پرواز نهایی

باید که تنها بر سکو ایستاد و جهید

رو به بینهایت.