سال 88 هم بالاخره رسید، قبل از سال نو که اصلا حال و هوای عید نبود مثل قدیما.

همیشه موقع تحویل سال و روز اول سال عصبی ام نمیدونم چرا، اصلا از لحظه تحویل سال بدم میاد. آدم نمیدونه چی بگه یا چیکار کنه.

واقعا سال پرکار و پرفراز و نشیبی بود. باید بشینم برا سال 88 فکر کنم. خیلی کارها تو زندگی مونده که هنوز انجام ندادم.

چه دوستایی امسال از کنارمون رفتن، رفتن دیار غربت دنبال سرنوشتشون.