نویسنده: جواد - شنبه ۱۳۸٧/۱٢/٢٤
جاتون خالی دیروز با بروبکس رفتیم بازم غار، نمیدونم این چه اعتیادیه که به غارنوردی پیدا کردم. عالمیه براخودش. البته این غار یخ مراد که اصلا هم مراد نمیده پر از قندیلهای یخی خوشگل بود. قابل توجه بعضیها اصلا لیز نخوردم، فقط چندبار سرم خورد به سنگ!
خدارو شکر بچه های خوبی باهامون بودن، برگشتنی چنان بزن وبکوبی تو ماشین راه انداختیم خفن! )دور از چشم پلیس امنیت اجتماعی!)
راستی ۵شنبه کار قشنگی کردم هدیه عید بابامو جلوجلو بهش دادم مجموعه ۴جلدی کتاب دن آرام اثر شولوخوف. بابام کلی حال کرد! جابه دوازده سال پیش میخواستم این کتابو برا خودم بخرم پول نداشتم ولی ... چقدر زمان زود میگذره و همه چی عوض میشه.
