
زن ها موجودات خیلی عجیب و در عین حال جالبی هستند. جالبتر اینه که از نظر من مردها در سراسر دنیا تفاوتهای زیادی با هم دارند (غیر از چشم چرونی) ولی زنهای تمام دنیا مثل هم هستند. کلا زنها زبان هم رو بهتر می فهمن تا مردها زبان هم رو. البته تا سالها قبل در کل، خیلی نظر مثبتی راجع به زنان و دختران ایرانی نداشتم. اونهم بواسطه رفتارها و واکنشهای عجیبی بود که گاهی ازشون میدیدم. اما بعدها متوجه شدم که اساسا نحوه قضاوت مردها و زنها با هم تا حدود زیادی تفاوت داره. یادم می آد دانشگاه که بودیم مثلا به خانمی میگفتی این پسره فلانی خیلی پسر آقا و جنتلمنی هستش! جواب، نه! خیلی عصا قورت داده اس. برعکس میگفتی بابا این پسره که باهاش میپری خیلی آدم ناجوریه. جواب، نه! خیلی متفاوته! قیافه ما هم این شکلی میشد
.
این سیر تحول دیدگاه من تا جایی ادامه پیدا کرد که دوسال پیش به نقطه عطف خود رسید. البته لازم به ذکر نیست که بگم منظورم کدوم ماجراهاست دیگه. بله، وقتی اون روز بیست و پنجم خرداد دیدم که حداقل چهل درصد جمعیت رو زنها و دخترهای جوون تشکیل میدن و با چه اراده و ایمانی مشتهاشون رو گره کردن، واقعا سرشار از غرور شدم. و به داشتن چنین خواهران و مادرانی به شدت افتخار کردم. این احساس در روزها و هفته ها و ماههای بعد از اون نه تنها زایل نشد بیشتر هم تقویت شد. اون خانمهای میانسال با چهره های مهربونشون که بعضی وقتها خانودگی می اومدن راه-پیمایی و می دیدم چطور دستهای مادرانشون رو روی سر پسرهای جوون سپر میکردن و از اصابت اون ضربات مهلک به پیکرشون حتی ناله هم نمی کردن. دخترهای جوونی که از سایر پسرها مثل برادراشون با تعصب دفاع میکردن، در حالیکه چهره های زیبا و شرقی شون زیر دود سرخ شده بود. من، اینجا و در این لحظه به احترامتون می ایستم و سر خم میکنم.

بگذریم. راستی دقت کردین خانم ها برای ارتباط برقرار کردن با هم خیلی نیاز به مقدمه و پیش زمینه ندارن. بارها در مهمانی ها دیدم که مردهای ناآشنا کنار هم ساکت مینشین مگه اینکه در زمینه سیاسی چیزی حرف مشترکی داشته باشن. ولی خانم ها بلافاصله از جرز دیوار هم که شده مطلب پیدا میکنن و با هم سر صحبت رو باز میکنن. آقایون ولی تا دو سه تا گیلاس بالا نندازن کلا یخشون آب نمیشه. البته وقتی یخ شون آب شد باید خیلی مراقبشون بود و جمع و جورشون کرد
.
تغییر فضای بحث هم از ویژگی های جالب رفتاری خانم هاست. فرض کنید توی یه مهمونی خودمونی نشستید و دارید یه بحث اجتماعی فرهنگی سنگین میکنید. در حالیکه ما آقایون رگ گردنمون زده بیرون و دنبال اداره بحث هستیم یهو میبینی دو تا خانم در کمال ظرافت شروع میکنن از پوست خوب دیگری و اینکه چه مراقبتهایی در موردش انجام میده شروع میکنن به گپ زدن. کلا چند رسانه ای هستن واسه خودشون. یادمه توی یه جمعی بودم که چند خانم جوان هم حضور داشتن. ناگهان یکی از خانمها یاد عزیز از دست رفته ای افتاد و چشماش پر از اشک شد، در عرض کمتر از یک دقیقه همه خانمها با چشمان اشکبار در حال قربان صدقه رفتن و تسلی دادن بهش بودن. به این میگن انتقال فاز!
در انتها از همه شما خانمهای خوب کشورم خواهش میکنم ارزش خودتون رو بدونید و اون رو حفظ کنید و به جایگاهی پایین ار از اونی که شایسته اش هستید رضایت ندید.
پ ن1: بعد از این ماجرای بلایی که سر اون دختر دانشجوی مشهدی آوردن و ماجرای تیم فوتبال زنان ایران تا حدودی به قضیه ظلم مضاعف آگاه شدم
.
پ ن ٢: احتمالا این بحث در دامنه های دیگه ای هم ادامه پیدا خواهد کرد. بستگی داره به نظرات و استقبال شما البته.
