
همه اونهایی که دیشب کانالهای اروپایی و اختصاصا فرانسه رو تماشا کردن. حتما شاهد پیروزی نزدیک و میلیمتری فرانسوا اولان به سارکوزی بودن. از ساعتها قبل از اعلام نتیجه مردم با پرچمهای رنگی ابی و قرمز و انواع پلاکاردها در میدان باستیل جمع شده بودن و پلیس بین اونها قرار گرفته بود تا با هم قاطی نشن. هرچند کسی کاری به طرفدارای حزب مقابل نداشت و فقط برای پیروزی نامزد خودشون جیغ و داد میکردن. واقعا صحنه جالبی بود. مشاهده این همه تحمل و پذیرش از جانب مردم. از طرفی در استودیو کانال 5 هم طرفدارای دورقیب در کنار هم حضور داشتن.
بالاخره شمارش معکوس به پایان رسید و اولان به عنوان رئیس جمهور فرانسه برای یه دوره پنج ساله راهی کاخ الیزه شد. شادی بی حد و حصر طرفدارای اولان فوق العاده بود. همه در حال جیغ و داد و بوسیدن همدیگه و از طرفی هم طرفدارای مغموم سارکوزی که بعضا اشک میریختن. در این میون دوربین تیزبین شبکه هم بیکار نبود و دخترای خوشگل فرانسوی رو در حال گریه و زاری شکار میکرد. آدم دلش کباب میشد و دلش می خواست بره دلداریشون بده و بگه ca va mieux Cherie! و حسرت بود که از دل من برمی خواست به یاد اون دوران. و مقایسه این دوفضا. مقایسه میزان تحمل دیگری و درک دموکراسی.
بلافاصله زیرنویس صفحه پیام تبریک سارکوزی رو نشون داد و حدود نیم ساعت بعد سارکوزی (دقت کنید اول بازنده رقابت اجازه صحبت پیداکرد) رفت بین طرفداراش و براشون صحبت کرد تا آروم بشن. از آرمانهاش گفت. از ده سال مبارزه سیاسی و اجتماعی. تا دلتون بخواد از بزرگی فرانسه گفت، از اتحاد و همدلی. از اینکه باز هم در کارزار هستم. نه از دشمن داخلی یا خارجی حرفی زد و نه بدوبیراه نثار کسی کرد. نه از توطئه های حزب سوسیالیست بهانه ساخت. و نه کمبودهاشو گردن شرایط انداخت. بلکه با کلامی خیلی شمرده همه رو به اتحاد و دوری از تفرقه فراخوند و تاکید کرد که همه اینهایی که در انت.خابات شرکت کردن فرانسوی بودن. جالبتر از همه برای من تکرار فراوان کلمه La confiance (اعتماد) بود در کلامش. همون چیزی که سالهاست از گفتار و کردار و زندگی ما و همه مدی.ران رخت بسته و رفته. سخنرانی سارکوزی با اروزی عظمت برای فرانسه vive la France! Vive la Republique در میون اشک و شور طرفدارا تموم شد در حالیکه داشتن ترانه ملی marseillaise رو می خوندن. و بعد نوبت اولان رسید تا از مردم تشکر کنه بدون اینکه به طرف بازنده دهن کجی کنه یا بهشون توهین و تحقیر کنه.
دیشب گوشه ای از ثمرات نظام فکری که دویست و اندی سال پیش در همون میدون باستیل پایه ریزی شد رو دیدیم. و متوجه شدیم که هنوز خیلی کار داریم. و حسرتی از ته دل که ایا ما هم روزی به چنین سطحی خواهیم رسید. و ما الان کجا ایستاده ایم و دیگرانی کجا.فرسنگها دورتر و جلوتر.
*شعار ملی فرانسه بمعنی ازادی، برابری و برادری.


. طی دو هفته گذشته دوبار لازانیا پختم که یکی از یکی خوشمزه تر شد. کلی هم شاهد دارم البته. برای اینکار ابتدا قارچ (فراوان) و یک عدد فلفل دلمه ای رو خرد کرده و یه هویج هم رنده کردم و ریختم توی ماهیتابه و گذاشتم کمی آبش بخار بشه. بعد با کمی روغن زیتون تفتش دادم. محتوای ماهیتابه رو خالی کردم کنار و حالا نوبت به پخت گوشت رسید. ابتدا یه پیاز متوسط رو خرد کرده و در ماهیتابه ریختم و تفت دادم. پیاز ها که کمی طلائی شد گوشت رو بهش اضافه کردم. و گذاشتم این مخلوط خوب از خودش آب و روغن پخش کنه. در این وقت نمک و فلفل رو اضافه کرده و بعد از مدتی هم دوقاشق خیلی بزرگ رب گوجه فرنگی اضافه کردم. در این زمان وقت اون رسیده که از فرمول جادویی سرآشپز استفاده کنیم. برای این کار نصف استکان سرکه سیب رو به مخلوط در حال پختن اضافه میکنیم. سرکه تا حدود زیادی بخار میشه ولی بوی ترش و نافذش رو میده به گوشت. مخلوط رو هم بزنید تا بوی مطبوعی ازش بلند شه. گوشت رو بچشید وقتی احساس کردید داره دیگه میپزه مخلوط قبلی (فلفل قارچ هویج) رو بهش اضافه کنید. هم بزنید. و در آخر هم یه استکان آب جوش بهش اضافه کنید و بذارید روی شعله کوچک آروم جا بیوفته. 


قابل توجه خانمهای محترم تو رو خدا بعد آشپزی یه دوشی چیزی بگیرید!
خلاصه اینکه آخرش شد همونی که توی تصویر می بینید. متاسفانه به علت ضیق وقت و عدم برآورد صحیح نتونستم به دسر و اینا برسم. باشه طلبتون دفعه بعد.




